تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
( هر كه در تحصيل آن داراى عزم و همّت است * در ميان دست او مفتاح باب جنّت است ) 3 بهر انسانها سجاياى حميده گوهرند * حلّه‌ها « 1 » هستند تازه ، چون جواهر برترند ( ژنده و كهنه نمىگردند ، دائم تازه‌اند * در ميان خلق روشندل ، بلند آوازه‌اند ) 4 مرد را انديشه ، چون مرآت باشد پاك و صاف * هر كسى بر پاكى انديشه دارد اعتراف ( صاحب انديشه در سود و زيان كار خويش * بيشتر داند كساد و رونق بازار خويش ( ناهيا ) انديشهء خود را به كار آور كه آن * سود خواهد داد افزون ، گر نمائى ائتمان

حكمت 5 فرموده آن حضرت ( در ستايش راز دارى و گشاده روئى و بردبارى در سختىها )

داد ما را پند نيكو آن امام خوشنهاد ( ع ) * در زبانها ياد آن مولى هميشه زنده باد 1 راز پنهان و نهان بهر خردمند آبروست * سينهء او زين جهت گنجينهء اسرار اوست ( نحوهء اسرار او را كس نداند غير از او * اين معّما را به آسانى نخواند غير از او ) 2 طيب و خوشخوئى كمند مهر و دام دوستى است * ( دير باز است اين طريقت در نظام دوستى است ) ( گشت ، مهر و دوستى در رمز خوشروئى نهان * بارها اين نكته را كرديم در خلق ، امتحان ) ( با بشاشت مىتوان بر قلب مردم شور زد * اين سخن طّى حديث فوق باشد مستند ) 3 بردبارى بر مشائيم و بديها ساتر است * ( اين صفت در چهرهء مرد شكيبا ظاهر است ) مردم از اين خصلت او حظّ وافر مىبرند * نام او را در زبان ، ضمن اكابر مىبرند
سيّد رضى ( ره ) فرمايد : آن حضرت تعبير روشنى نيز مزيد بر اين مطلب فرمود ( و المسالمة خبء العيوب )
هامش
( 1 ) حلّه جامهء بلند و لباس نو