4 معنى خبء العيوب تدفين و ستر عيبهاست * ( اين سخن در موضع معنى ، و زين و پر بهاست )
آشتى و صلح ، پنهان مىنمايد عيب را * ( در چنين مورد برون آور ز خاطر ريب را )
( گر بجايى جنگ باشد بين مردم آشتى * بهتر آيد آن زمان محصول ، از آنچه كاشتى )
بين مردم ( ناهيا ) گر صلح باشد حكمران * عيب ايشان جمله مىمانند مدفون در نهان
حكمت 6 قال عليه السّلام : در نكوهش خود بينى و سود صدقه و بخشش به بينوايان و پاداش و كيفر اعمال نيك و بد
بر جهان فرمود و بر ما ، آن امام با وفا * خاك پاك كوى او بر ديدهء ما توتيا
1 آنكه خوش بين است در ظاهر براى خويشتن * ( در قياس ، اغيار را دارد فداى خويشتن )
خشم مردم در چنين صورت برايش مقبل است * ( انس او با تودهء مردم بغايت مشكل است )
( بسكه خود بين ، غير خود را خوار پندارد بسى * انس را از اين جهت دشوار پندارد بسى )
2 و التصّدق داروى شافى براى درد ماست * بر غم و آلام بىدرمان ما را هم دواست
( چون ، كسى كه چيزى از مالش تصّدق مىكند * در خصوص حمد معبودى ، تعمقّ مىكند )
( زين جهت پيغمبر محمود فرمود اين بيان * با تأنّى اين حديث پر تحدّى را بخوان )
رسول اكرم ( ص ) فرمود داووا مرضاكم بالصدّقه مريضهاى خود را با صدقه دوا كنيد .
3 آشكارا ديده خواهد گشت اعمال العباد * در سحرگاه قيامت در دل يوم التّناد
( كلّ اعمال نهان ، خواهد شد آنجا آشكار * طىّ وحيى كه بما اعلان نموده كردگار )