گر كسى در اين قضّيه مات و حيران مانده است * فتنهء حجّاج را با ابن اشعث خوانده است
آن زمانكه جنگ بين حقّ و باطل افتاد * فتنه ديگر نيست ، بايستى به يارى ايستاد
مستند باشد شما را جنگ صفيّن و جمل * ( ناهيا ) همراه باشد ، كار نيكو با عمل
حكمت 2
قال عليه السّلام ( در نكوهش طمع و آز و اظهار گرفتارى و فقر و بىانديشه سخن گفتن )
1 بر طمع ، هر آن كسى كه ميل و استشعار كرد * خويشتن را در ميان خلق ، پست و خوار كرد
با چنين انگيزهء زشت ، آبروى خويش برد * وجههء خود را بسى مشئوم و موهونتر شمرد
( چون طمع همواره همراه است و همدم با نياز * گامها بر دار ، و بر اين درد مهلك چاره ساز )
2 خويش را بر خاك خوارى و مذّلت بر نشاند * آن كسى كه اضطرار خود به غير و خويش خواند
( خوار گشت آنكه گرفتارى به غير اظهار داشت * چونكه اظهار گرفتارى ، حقارت بار داشت )
3 آن كسى كه بر وجود او زبانش حاكم است * در خور اين كس ، تباهى و هلاكت دائم است
( و آن كسى كه بىتأنّى لب گشايد بر سخن * خويشتن را مبتلا سازد به سختى بر محن )
حكمت 3 در نكوهش بخل و ترس و تنگدستى و بينوائى و وا ماندگى و ستايش شكيبائى و پارسائى و دورى از گناهان
( بر سخن آنگه كه مولاى دو عالم لب گشود * نسل انسانرا بدنياى ديانت ره نمود )