همچنان اندوه تو باشد بچيزيكه همان * ضمن تكليف و وظيفه ، بازمانده در جهان
( جمع و بخشى از فرائض را نياوردى بجا * پس جواب تو در اين مورد چه باشد بر خدا ) ؟
باغ انديشه برايت پر گل و پر برگ باد * ميوهء آن باغ بايد ، بهر بعد از مرگ باد
( حظّ شادى را زمانى در دل اندر مىبرى * كانحصارا نعمتى جاويد بر چنگ آورى )
( همچنان افسردگى گاهى برايت مىسزد * گر ترا همراه نعمت ، باد صرصر مىوزد )
( يعنى آن نعمت كه ناياب است زائل مىشود * مانعى بين تو و اهداف حائل مىشود )
شادى افزون ( بناهى ) حظّ دارد در هدف * گر قدم برداشت با عزم زيارت ، بر نجف
پايان نامهء 66