تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧

نامهء 66 از نامه‌هاى آن بزرگوار بعبد اللّه ابن عبّاس

( كه او را بعدم شادى افزون ( مبالغه در سرور ) و افسردگى نابجا ، در دنيا پند مىدهد . و اين نامه پيش از اين هم با تعبير عبارت در نامهء 22 گذشت
1 طىّ حمد بىنهايت ، از برايا بر خدا * تهنيت‌ها باد افزون ، بر امام انبياء مرد مسرور است بر آنچه براى او نبود * روى تقدير خداوندى ، نبود آن وجود همچنان افسرده مىگردد به چيزى كه همان * بر اساس مشى دادارى نبوده سهم آن ( حال آنكه شادى افزون و غمّ نابجا * هر دو بيجايند بر فرزانه هر جا هر كجا ) ( آنچه در تقدير ، بر تو سهم باشد مىرسد * شكر بايد كرد افزون ، نيك يا بد مىرسد )
پس هرگاه در دنيا بكام دل بخواه و منال ايده‌آل رسيدى هرگز مراد و منظور تو ، آزار خلق و انتقام نباشد .
گر ز دنيا آرزو بردى ، گرفتى دل بكام * حيف اگر تصميم تو آزار باشد بر انام ( در دل نعمت بمردم عرضه مىدار اين پيام * تا توانيد اى جماعت دور باشيد از حرام ) در زمان غيظ ، نفس خود مگردان بىلجام * تا ننوشانى بهمنوعان شرنگ انتقام بلكه در اطفاء باطل لازمت باد اهتمام * يا نگهدارى حقيقت را بهمّت در قوام
بايد سرور تو به چيزى باشد كه پيش فرستاده‌اى و افسردگيت به چيزى كه بجا گذاشته‌اى
2 شاديت بايد به چيزى بوده باشد كز حيات * برگ عيش و زاد و توش ارسال كردى بر ممات ( آن زمانكه ترك مىخواهى نمائى اين ديار * از حيات خويش بر فردا چه كردى ادّخار ) ؟
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 267 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى