( آن مقامى كه تو مىخواهى مقامى شامخ است * علم مىخواهد ، كه آن ما فوق علم راسخ است )
بر كسى اعطاء نگردد امتياز اين رداء * جز كسى كه يافت ، توفيق امامت از خدا
اى معاويه : پناه بر خدا كه بعد از من ، براى مسلمانان حكمران باشى
4 استعاذت مىنمايم بر خداى اين جهان * گر تو باشى در قبال من بمردم حكمران
يا ترا منصب دهم در عقد و حلّ كار خلق * ( تا فراوانى به يارى بر محلّ كار خلق )
( چون كه تو شايستهء آن پست و منصب نيستى * در فضاى مكتب قرآن مهذّب نيستى
( ليك من كارى ندارم بر خلاف مكتبم * با فسون تو نخواهد كاست شأن منصبم )
پس كنون انديشه كن در ساختار كار خويش * وارسى و دقّت آور در مدار كار خويش
قبل از اين كه بر تو باشد حملههائى از عباد * ( بسته گردد روى تو باب اميد و اعتماد )
با دليرى يورش آرد جانب تو لشكرى * خويش را با اين فضاحت بر حوادث بسپرى )
پس اگر اينك ز غفلت باز گردى بر يقين * اى بسا مقبولتر باشى كه بودى قبل از اين
( گر كنى با بازگشت خويش از ما پيروى * از شكست آسوده مىمانى و ايمن مىشوى )
( ورنه بعد از جنگ ، ديگر راه چاره بر تو نيست * اختيار رجع و برگشت دوباره بر تو نيست )
آنكه شايان درود است و تحيّت ، آفرين * ( ناهيا ) گر داشتى با ما معيّت ، آفرين
پايان نامهء 65