نامهء 64 از نامههاى آنحضرت ، در پاسخ نامهء معاويه ( كه نادرستى گفتارش را بيان فرموده و او را سرزنش مىنمايد .
1 حمد افزون بر خداوندى كه ما را آفريد * كرد عالم را ز انوار ولايت مستفيد
طىّ نامه گفتهاى ، بين شما و بين ما * الفتى ديرينه بود و التفاتى بىريا
آن كه گفتى جملگى اقوال قبل از بعثت است * ليك اسلام آمد و اكنون زمان فرقت است
رايت دين آنزمانكه يافت بر خود اهتزاز * ديده شد بين شما و ما وجوه امتياز
نحن امنّا به كنتم اليه كافرون * استقمنا ، قد فتنتم ثمّ انتم صاغرون
نيز امروزه پس از فوت رسول بردبار ( ص ) * جملگى هستيم در قانون پاك كردگار
اى دريغا بر شما كه فتنه بر پا كردهايد * پاى خود را از گليم خير بيرون بردهايد
از شما آن كه مسلمان بود ، عصر مصطفى ( ص ) * او نبود هرگز مسلمان ، جز به اجبار و ريا
بعد از آنكه جملهء مردان ، با سلام آمدند * بهر امداد رسالت همچو مرغان پر زدند
( تا ابو سفيان ميان ما به اين دين خدا * با كراهت دل نهاد و روى عزم ناروا )
( اينكه گفتم ، جمله پيش از فتح مكّه روى داد * ليك بعضىها به ايمان با كراهت دل نهاد )
( فتح شد مكّه بدست فاتحان مقتدر * در سر اين فاتحان ، فرمانروائى مبتكر )
لشكر جرّار ده هزار نفرى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شبانه وارد مكّه شدند .
( لشكرى كه در تعدّد بود بيش از ده هزار * رأس اين لشكر رسول نازنين و بردبار )
( شهر را مىگشت عبّاس اينكه گويد بر قريش * تا كه پيغمبر رسيده با بسى رزمنده جيش )
( ضمن اين گشت شبانه بر ابو سفيان رسيد * داد او را از عطا و بذل پيغمبر ( ص ) نويد )