نامهء 63 از نامههاى آن بزرگوار به ابو موسى اشعرى كه از جانب آن حضرت حاكم كوفه بود ،
حضرت براى جنگ جمل از يارى مردم بىنياز نبود ، ولى ضمن خبرى كه به حضرت و اصل گرديد ، ابو موسى مردم را از يارى باز مىداشت ، و مىگفت اين جنگ بجز فتنه چيزى ديگر نيست ، حضرت فرزند خود امام حسن ( ع ) را با اين نامه روانه كوفه ساخت و ابو موسى را در رابطه با اين زشتكارى ، سخت تهديد و سرزنش فرمود .
1 اين رقيمه از على عبد مطيع كردگار * سوى عبد اللّه ، كآن مأمور و صاحب اختيار
جانب فرمانرواى شهر كوفه ، اشعرى * ( حيف باد اينكه على بخشيد او را برترى )
بر خداوند جهان حمد و سپاس بىشمار * هم ، تحيّتها ز امّت بر رسول ( ص ) بردبار
عرضه گرديد از توام ضمن گزارش اين خبر * آنچنانكه بهر تو ، هم سود دارد هم ضرر
توضيح مختصر در مورد اين سود و ضرر دليل اينكه ابو موسى اين جنگ را فتنه خواند آنست كه از رسول اكرم ( ص ) نقل است كه هرگاه بين امّت فتنهاى هويدا گرديد كناره بگيريد . پس از اين جهت اين خبر بنفع ابو موسى است ، ولى امام ( ع ) فرمود اين جنگ جلوگيرى از فتنه است لذا در اين صورت ، مسئله به ضرر ابو موسى است :
كه بكيفر الهى مبتلاء خواهد بود .
( جنگ ما خير و سراسر بهر امّت رحمت است * اشعرى را ليك سر تا پا عذاب و زحمت است )
پيش دستم نامهاى بر تو نگارش مىكنم * بر چنين نامه ، عمل كردن سفارش مىكنم
آنزمان كه نامه را دريافت كردى نام من * در هماندم عاجلانه ، بر كمر زن پيرهن
بند و بست خويشتن را زود گردان استوار * پاى خود را از دل سوراخ بيرون بر گذار