پس تو اى معاويّه : در طلب دنياى چند روزى و كسب پيروزى بتأويل قرآن پرداختى .
( بهر دنيا دوستى ، حجّت بدست آوردهاى ) * از كتاب ايزدى تأويل بر آن بردهاى
( چشم پوشيدى ز حقّ و پشت پا بر آن زدى * نادرستى كردى و از راه تزوير آمدى )
( امر عثمانرا به خود كردى ، حضور اهل شام * تا بظنّ خويش ، از قاتل بگيرى انتقام )
( حقّ را از موضع تمييز بيرون ساختى * در حقيقت آيه را آلوده بر خون ساختى )
قتل عثمانرا به من عنوان نمودى در هدف * خلق را تحريك بر آشوب كردى وا اسف )
چيز ديگر بر وجود و نام من پيراستى * خون عثمانرا به صد اصرار از من خواستى
حال آنكه من نگشتم بر جنايت متّهم * نيست آلوده زبان و دست و پايم بر ستم
شاميانرا بهر خونخواهى نشاندى بر ستور * متّهم در قتل عثمانم گرفتى ، روى زور
بينتان انگيخت دانا ، قوم نادان راعيان * تودههاى ايستاده قاعدان را همچنان
با چنين گفتارهاى نادرست و بىثمن * خلق را بر شورش آورديد و يورش سوى من
دربارهء خدا ، از خدا بترس و با شيطان بستيز و از غفلت بپرهيز
3 يا ابن بوسفيان حذر كن از خداى منتقم * ( خويش را پاكيزه گردان و بپيمان ملتزم )
خويشتن را از كمند و دام شيطان دور دار * ( بر نجات جان خود ، راه هدايت بر گمار )
دامن خود را برونآور ز چنگش هر چه زود * آخرت را بين كه ناچاريم بر آن از ورود
اين سبيل اضطرارى راه خلق عالم است * آن كسى كه ديدهور شد از هلاكت بيغم است
اى معاويّه : از خدا ، در مورد بلاى گيرندهء او بر حذر باش
4 بر حذر باش از بلاى ناگهانى از خدا * آن بلا كه دودمانت را تكاند از بنا