نامهء 56 از سخنان آن حضرت به شريح ابن هانى
( كه شمّهاى از جريان او در خطبهء يازده گذشت ) كه پيشرو لشكر به سوى شام بود .
1 بر حذر باش ، از خدا هر بامداد و هر مسا * ( بر عليه او مكن كارى خلاف و ناروا )
بر حذر باش از غرور نفس سركش ، بر حذر * ( عاقل و فرزانه ، از آن غول ، باشد در حذر )
ايمن و آسوده ، زان غول بيابانى مباش * ( لحظهاى دور از مقام شأن انسانى مباش )
اگر نفس خود را از آنچه دوست ميدارى باز ندارى ، اميال و اهواء ، زيان افزون ، بر تو وارد خواهد ساخت .
2 گر زمام نفس را محكم نگيرى دست خويش * ( با تو بازى مىنمايد با مرام پست خويش )
آن زمان اهواء و اميال نهانى سركشند * ( كلّ خواهشها و آمال نهانى سركشند )
( ضربهء اين سهل پندارى و جور اين قصور * مر ترا خواهد رسيدن ، قاهرانه با ثبور )
پس اى شريح : از طغيان شهوات نفسانى بر حذر باش و مانع و رادعى در دفع خشم خويش بوجود آور .
در وجود خود توانائى بياور بر وجود * تا توانى خشم را مسدود سازى در وجود
مانعى بر دفع شرّ آماده گردان در درون * تا جلوگيرى نمايد از علوّ نفس دون
( با سعادت آن كسى كه نفس خود را منع كرد * با سعادتتر از او آنكس كه او را قمع كرد )
( ناهيا ) ما اهل طاعت دل بمولى بستهايم * با وجود آن مواعظ ، از جهالت رستهايم
پايان نامهء 56