اين گواهى هر كه را افتاد بر من يا شما * قاطعانه حجّتى باشد مسلّم بين ما
ملزم است هر آنكه در اين كار باشد پيشكار * خود رود هر كس به مقدار دخالت زير بار
( تا بجا افتاد حكم قاطعيّت از شهود * طبق آن ، خونخواهى عثمان نمايند هر كه بود )
( گر چنين حكمى بر آيد از گواهان بينما * قاتل عثمان شمائيد ايّها الشّيخان شما )
( از شما اين رأى باطل ، اشتباه افتاده است * پس على ( ع ) در اين زمينه بىگنه افتاده است )
پس اى شيخان ( طلحه و زبير ) خوب بينديشيد و از نادرستى و جنگ بىمورد دست برداريد .
دست برداريد از اين انديشههاى نابكام * باز گرديد از ره استيزه جوئى ، با امام ( ع )
از چنين پيشامد ننگين و سنگين بر حذر * بر حذر باشيد ازين اقدام ننگين بر حذر
خويشتن را دور داريد از چنين نيرنگ و عار * قبل از اينكه جمع گردد قاهرانه عار و نار
( توبه را اكنون نبايد ديد بر خود عيب و عار * عار آن باشد كه گرد آيند با هم عار و نار )
( باز گرديد از سر نخوت ، بينديشيد باز * بهره برگيريد از اين اندرزهاى دلنواز )
( بر دل غفلت زده ، پندى نخواهد داد جان * جز كه بيدارش نمايد كردگار مهربان )
پند مولى را پذيرا نيست الّا اهل دل * تشنهء پندند ( ناهى ) قلبهاى مشتعل
پايان نامهء 54