تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥

نامهء 55 از نامه‌هاى آن حضرت بمعاويّه ( در رابطه با اندرز و خير خواهى )

1 در پى حمد و سپاس مستدام و بيكران * بر خدا يعنى بديع سازمان اين جهان تهنيت‌ها باد افزون ، بر رسول پاك او * آنكه بوده بر جهان آدميّت آبرو يا ابن بوسفيان ، نظر كن ، كردگار اين سماء * اين سرا را خلق فرموده براى آن سرا اوست يكتا كردگار انس و جنّ و آسمان * مىكند در اين جهان ، اهل جهانرا امتحان تا بداند در عمل نيكو و نيكوكار كيست * ( زشت كردار و محيل و منكر و مكّار كيست ) ( اوست در تقدير ، داناى نهان و آشكار * داند هر جنبنده را مقدار ارج و اعتبار ) نيست هرگز اين وجود ما براى اينجهان * ( بلكه ما را آفريدند از براى جاودان ) نيستيم اندر جهان مأمور سعى و اجتهاد * ( جر كه تا حدّى به گردانيم چرخ اقتصاد ) ( گر چه هر كس در طلب كوشد به قدر اقتدار * ليك كار آخرت با آن نيابد اختصار )
اى معاويّه : خداوند مرا بوسيلهء تو و ترا بوسيلهء من آزمايش مىفرمايد . ترا بوسيلهء من در جهت اطاعت و مرا بوسيلهء تو در جهت دفع شرارت
2 ( مىكند آحاد مردم را خداوند امتحان * حجّتى قائم نمايند آن به اين و اين به آن ) طبق فرمان الهى من برايت حجّتم * ( گر بسوى من گرائى ، جاودانه نعمتم ) ( بر اساس عقل و دين او هم به حضرت حجّت است * ( پس بمولى هم در اين تقدير ، جاى دقّت است ) ( حجّت او ظاهرى باشد على را چون على * خود عفيف است و امامت در وجودش منجلى )