( مر شما را بود در تصميم بيعت اين مرام * تا بجرم قتل عثمانم نمائيد انتقام
گر شما را بود اكراه و ملالت روى كار * از چه رو پيمان پذيرفتيد روى اضطرار ) ؟
ايّها الشّيخان : شما به قصد ناروائى بيعت نموديد اكنون كه به آن دست نيافتيد پيمان شكستيد .
2 مىخورم سوگند بر جانم كه اين پيمانتان * ( داشت نيرنگ و شقاق و نادرستى در ميان )
( چون نگشتيد آزمندانه به مقصد دستياب * زين جهت بر ضدّ من كرديد پا را بر ركاب )
در تقيّه از مهاجرها فراتر نيستيد * ( در خور بىميلى و اكراه برتر نيستيد )
( چون شما را استطاعت بيشتر بود و توان * داشتيد از هر جهت زور و تسلّط در ميان )
يعنى اى طلحه و زبير : شما كه از مهاجرين تواناتر بوديد مىتوانستيد بيعت نكنيد ايّها الشّيخان : بهانهء پيمان شكنىتان آنست كه گمان نموديد ، قاتل عثمان منم و شما خونخواه او هستيد .
3 قتل عثمان مر شما را شد بهانه روى دست * زين جهت كرديد آن را جاهلانه روى دست
زعمتان بر گردن من بار سنگينى مىنهد * بر مشام خلق ، بوى قتل عثمان مىدهد
در نظر خونخواه او بوديد روى انتقام * زين جهت هستيد در آن عاجلانه پيشگام
عدّهاى هستند از اهل مدينه بين ما * هم مغاير با منند و هم مغاير با شما
( مثل ابن زيد و عبد اللّه ، فرزند عمر * همچو ابن مسلمه هستند ما را در حضر )
هيچ يك با ما بهميارى نگشته پيشدست * بر اساس ساده انديشى ز بيعت دست بست
بهتر اين باشد كه از ايشان بپرسم هر چه بود * تا كه ما را روشن آيد ، قاتل عثمان كه بود
گواهى اين گواهان كه قاتل عثمان را مشخّص خواهد كرد ، حجّتى مسلّم بين ما خواهد بود .