تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢

نامهء 54 از نامه‌هاى آن حضرت ، به طلحه و زبير ،

كه در آن ، سست عهدى و پيمان شكنى آنها را اثبات فرموده و بوسيلهء عمران ابن حصين خزاعى فرستاده .
1 در پى حمد پياپى بر خداى انس و جان * صد درود و صد تحيّت بر رسول مهربان ( ص ) ( بر زبير و طلحه فرمود اين پيام كارساز * آن زمان كه زين دو عاصى نقض بيعت ديد باز ) هر دو آگاهيد اينكه من نبودم پيشگام * ( در خصوص بيعتى كه مىگرفتم ، از انام ) من نبودم خواستار بيعتى كه خواستند * ليك بر من اين تعهّد را ز خود آراستند قصد من كردن و من يكباره بستم دست خويش * ( ليك از نو باز مىكردند با هم دست خويش ) از شما پنهان نبود اين ماجراى آشكار * ليك پنهان ساختيد از خلق ، روى اختيار هر دو بوديد از كسانى كه به بيعت رسته‌اند * ( نى بسان آن كسانى كه ز بيعت خسته‌اند ) خلق با من روى آن بيعت نكردندى كه من * ( بهر ايشان چيرگى بخشم ، رهانم از محن ) مال و ثروت هم بدست من نبود و دولتى * ( تا خورند از خوان باز من ، گوارا ، نعمتى ) ( بلكه دست خود به من دادند روى اختيار * تا كه ايشان را رسانم ، بر جوار كردگار )
آيا طلحه و زبير : اگر شما بر اساس تكليف ، بيعت نموده‌ايد ، صادقانه باز گرديد و توبه نمائيد .
پس اگر با من باستقبال ، پيمان بسته‌ايد * ( حال ، چون شد كز حصار عهد بيرون جسته‌ايد ) ؟ دير ناگشته از اين رفتار زشت و ناگوار * باز گرديد از سر رغبت بسوى كردگار ورنه از راه كراهت روى پيمان آمديد * پس ريائا از ره عصيان و طغيان آمديد اين چنين پيمان نه پيمان بود بلكه فتنه بود * ( فتنه‌گر با اين دنائت سوى فتنه ره گشود )