خوب و محبوبت نماياند بخويش و بر عباد * نيكنامى را بما اعطاء نمايد ، در بلاد
نعمت و عزّت بما افزون نمايد در حيات * ختم سازد عمر ما را بر شهادت در ممات
نيكبختى و سعادت را نصيب ما كند * ( روى رحمت آل طه را حبيب ما كند )
پيرو قانون مرگيم و به امرش تابعون * رجعت ما سوى او ، إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ ( رحمت او را همى جوئيم روى استباق * بخشش او را همى خواهيم روى اشتياق )
90 بر وجود پاك پيغمبر سلام و صد درود * ( با عروجى جايگاهش ، عالم لاهوت بود )
خاندانش را ستوده ارج و حرمت مىنهيم * دودمانش را بعالم برتريّت مىدهيم
از خدا باشد مر او را شاد باش و آفرين * ( مرحبا گويند او را ساكنان اين زمين )
ناهيا افزون نما مدح و تحيّت بر رسول ( ص ) * تا كه افزونتر نمايد كردگار لا يحول
مالك ( سيّارهاى در تارك آسمان وفادارى ) ( تفسير عشق ، در تحليل عهد و پيمان و تجسّم عينى محبّت و ايقان ) فروغى از مشكات شعر و ادب بر صحيفهء سرخ فام مالك اشتر از ناهى
خورد مالك از سر رغبت شراب ناب عشق * تا به روى او گشودند ، از كرامت باب عشق
از امامت در قلوب خلق بذر مهر كاشت * بر اساس رأى خود مولا على ( ع ) را بر گماشت
او هماى عشق بود و مهر را بنيان گذار * مهر را در محور عشق و وفادارى ، مدار
عشق را تفسير كرد آنسان كه بر عقل و خرد * گشت چون خورشيد تابان در محافل مستند
عشق را آموخت بر ما ، از طريق اتّباع * طىّ عمر خود نكرد از امر مولا ( ع ) امتناع
عهد را تحليل كرد و در سر آن جان نهاد * تا به انسال زمان آموخت رسم انقياد
لؤلؤ رخشان عشقش در محبّت جلوه زد * بر على ( ع ) پيوست با فرمان عقل معتمد
در شهامت غرق گشت و بر محبّت اشك ريخت * تا به چشم نامرادى ، گرد و خاك تيره بيخت
تيغ برّان در كف و پاى شجاعت در ركاب * كرد پيشكار پياپى ، در ركاب بو تراب