املك حميّة انفك و سورة حدّك و سطوت يدك هنگام شدّت خشم و حدّت سركشى و زشتگوئى زبان و كامجوئى نفس ، بر خود مسلّط باش
86 بر حذر باش از شرار سركشى و شرّ خشم * ( آنزمانكه جلوهگر گشتند هر دو روى چشم )
( در طريق كامجوئى طفره رفتن ابلهى است ) * زشتگوئى در پى احرار و نيكان كوتهى است
اجتنابآور ، زانجام امور ناروا * آن زمانكه مركب تعجيل باشد در قفا
گر بسنجد نيك و بد را عقل دور انديش تو * خشم را در جا به زانو مىنشاند پيش تو
در چنين هنگام خوش ، پيروز گردى هر چه بيش * ( خشم را مسكوت سازى بر مراد عقل خويش )
تا نيارى ياد ايزد را بخاطر يا زبان * در نمىيابى ز خشم خود كمال ائتمان
تا نبخشى ازدياد ، انديشهها را در وجود * مىنخواهى يافتن هرگز تسلّط بر وجود
( خشم را كه شعلهور شد در وجودت آشكار * خامشى هرگز نيابد جز به ياد كردگار )
تذكّر و يادآورى آنچه در حكومت عادله به پيشينيان گذشته ، يا روش و روند نيكى كه به كار رفته ، يا خبرى كه از رسول مكرّم ص رسيده ، يا امر واجبى كه در قرآن نازل گشته بر تو واجب است .
بر تو واجب گشت ابلاغ و تذكّر بر انام * در گذشته آنچه دولت ، در وفا برداشت ، گام
حكمهائى كه به اصلاح و درستى داده است * راههائى كه به رشد جامعه بگشاده است
آنچه وارد گشته در اخبار و سنّت از رسول ( ص ) * خير و رشد و رحمت و مجموعههائى از مقول
و آنچه امر واجبى از حىّ دانا در كتاب * گشته نازل ، در هدايت بر رسول مستطاب ( ص )
آنچه ديدى دقّت و رفتار ما را در امور * پيروى كن آنچنانكه دور باشد از قصور
اجتهاد آور در اين امر مهمّ و معتبر * تا درخت عهدنامه ، بر تو گردد بارور
حجّتم را ضمن اين پيمان ، نمودم استوار * تا ترا وقت ستم ، باقى نماند اعتذار