تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
( نقض پيمان ناگوار آيد بمرد حق طلب * تلخ سازد در مزاجش خواب نوش نيمه شب ) پس شكيبا باش در پيمان ، كه زيرا اندران * نعمت عظمى نهان است و اميد بىكران ( اجر و پاداشى كه بر مرد شكيبا مىدهند * بهتر است از بار پيمان كه بدوشش مىنهند ) ( در شكيبائى اميد است و رفاه دلپسند * ليك در پيمان شكستن نيست الّا ريشخند ) بر شكيبا اجر و پاداش است افزون از خدا * ناقض پيمان ولى در دام حرمان مبتلاء ) ناقض پيمان نخواهد يافت عفو كردگار * ( گر چنين باشى نصيب تست خوف و اضطرار ) ( بر اساس اينكه عهد ، از نقض ماند در امان * ثبت گرديده بنام كردگار مهربان )
از قتل نفس و آدم‌كشى بر حذر باش كه موجب عذاب است و مستوجب عقاب
80 بر حذر مىباش از سفك دماء نابحقّ * قاتلان باشند زيرا بر عقوبت مستحقّ ( قاتلان شايستگانان زوال نعمتند * در فضاى آدميّت فاقدان همّتند ) نيست چيزى موجب كيفر بسان سفك خون * داربست عمر را بر سر نمايد واژگون بر فضيحت مىشود منجرّ ، روز بازخواست * ( نقمت سفك دماء آنجا كه سخت و نارواست ) حكم ايزد در نخستين بار روز رستخيز * در خصوص خون ناحقّ است و مرد خون بريز بندگان را باشد اين گفتار ، نوعى گوشزد * تا هماهنگى دهند انديشه‌ها را با خرد پايهء سلطانيت را تقويت هرگز مخواه * ( از طريق خون ناحق ، تا نباشى روسياه ) ( سست گرداند چنين سودا اساس ملك را * طى كند راه زوال و انتكاس « 1 » ملك را ) شأن آن را در خلال دهر موهون مىكند * در ميان لايهء ادوار ، مدفون مىكند مىنشاند پيكر او گرد و خاكى از زوال * با فضاحت مىدهد آن را به اغيار انتقال آن زمان در پيشگاه من ندارى اعتذار * پس كجا معذور خواهى شد بپيش كردگار ؟ قتل عمدى را بود در پى خدنگى از قصاص * اين مزيّت را شريعت داده بر قتل اختصاص
هامش
( 1 ) واژگون شدن
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 225 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى