چون كه صلح و آشتى باشد زمينه بر رفاه * در گذرگاه زمانه ، بر رعيّت ، بر سپاه
مايهء آسودگى باشد باهل هر ديار * طىّ آسايش كند ، اندوه و غم را بر كنار
( آيهء شصت و يك انفال ، طبق وحى حقّ * صلح را شايستهتر داند به اهل مستحقّ ) « 1 »
ليك از دشمن حذر بايست بعد از آشتى * با زمين يكسان كند گاهى هر آنچه كاشتى
خصم را تصميم گاهى اين بود كه ناگهان * لشكرت را سخت غافلگير سازد بىامان
احتياط و حزم را روى وظيفه پيشه كن * حسن ظنّ از دل بران و در وفا انديشه كن
گر چه خوشبينى ، بمؤمن عادت ديرينه است * ليك دشمن را سراى دل ، مكان كينه است
و ان عقدت بينك و بين عدوّ لك عقدة در زمان انعقاد عهد و پيمان بين خويش و دشمنان ، بعهدت راعى باش و به پيمانت وافى :
75 بين خويش و دشمنان گر يافت عهدى انعقاد * حفظ بايد كرد آن را با كمال اعتقاد
خصم را گر جامهء امن و امان پوشاندهاى * محترمدار عقد پيمان را كه با او خواندهاى
وافى پيمان خود باش و به امضاء پايبند * عهد را حفظ و رعايت كن بوجه دلپسند
خويشتن را بر سر پيمان سپر كن بيدريغ * عهد را خنثى مگردان ، گر نشيند فرق تيغ
با چنين افكار ناشايست و وضع نابجا * اختلاف وجههء انديشههاى ناروا
خلق را با اينكه اميال آرميده در وجود * باز هم در قيد پيمانند و ايفاء بر عهود
( در محافل روى در روى از وفا دم مىزنند * پرچم تعظيم را در بام عالم مىزنند )
عهد را در عهد اهل شرك حرمت بود و بس * ( آن زمان كه مرغ ايمان بود مسجون در قفس )
نقض پيمان آن زمان هم بود امرى مبتذل * داشتند آزار در دل از و بال اين عمل
( آنگهى كه مشركان را اين تعصّب در سر است * اهل ايمان بر چنين خوى حميده اجدر است )
76 پس بعهد خويش باش از روى رغبت پايبند * بشنو از دل پندهاى دلنشين و دلپسند
بر حذر باش از خيانت بر امان و عهد خويش * ( بر ملا كن در خصوص عهد و پيمان جهد خويش )
هامش
( 1 )وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِسورهء انفال آيهء 61