كيفرى كه عبرتى باشد بمردم در نظر * ليك در اين اصل فقهى از تجاوز بر حذر
( نسبت اعمال آن ، در خلق باشد مختلف * مردمى با سرزنش از جرم گردد منصرف )
( مردمى هم با شنكج و حبس يابند انتباه * تا كه بر گردند از جرم و گناه و اشتباه )
( مشكل تشخيص كيفر ، در نظام كشورى * در صلاح حاكم است و التزام رهبرى )
توصيهء مولا دربارهء طبقهء سفلى ، كه مانده در حصار حاجتند و رانده از ديار طاقت دستهاى از ايشان ديدهء حاجت بانبان عطا دوختهاند و پارهاى چهرهء عفّت بشعلهء حيا افروخته
بر حذر باش از خداوند يگانه بر حذر * آن كه او را عالم هستى سراسر در نظر
در خصوص زيردستان ، اهل فقر و احتياج * دستهايكه دارشان از فقر دارد ليل داج
دستهايكه در حصار فقر و فاقه ماندهاند * ( چهرهها را در سواد ابر غم پوشاندهاند )
دستهاى كه در گرفتارى و سختى خستهاند * پاىشان را با طناب ناتوانى بستهاند
قومى از اين فرقه در ظاهر تمنّى ميكنند * قوم ديگر از ره عفّت تأنّى مىكنند
در ره جلب رضاى كردگار لا ينام * بذل كن از ثروت خود در رضاى اين انام
قسمتى از سهم خويش و سهم بيت المال خويش * از كرم بخشش نما بر صاحبان قلب ريش
بهرهاى كه از اراضى جمع گشته در حضور * بينشان تقسيم كن بر شهر خويش و شهر دور
جملگى افياء « 1 » بيت المال و مال كشورند * جملهء مردم از اين قنطار بهره مىبرند
شهر دور و شهر نزديك از طريق عدل و داد * جملگى در پيش مىگيرند راه انقياد
حق استرعاى « 2 » ايشان بر تو گشته وا گذار * فرقهء بىچيزى را بر تست چشم انتظار
تا مبادا بر تو تازد غول كبر و سركشى * باز دارد از دمى كه سر به ايشان بركشى
در سر تحكيم يك كار مهمّم و ايدهآل * مجرمى گر كار كوچك را نمائى پايمال
گر ترا عزميست بر كار بزرگى استوار * كار كوچك نيز خواهد بود آن را در كنار
هامش
( 1 ) غنائم جنگى
( 2 ) طلب رعايت كردن