( آن كسى را انتخاب آور كه روى اعتماد * بهر تحكيم اساس دين نمايد اجتهاد )
عهد و پيمانى كه مىبندد ز سويت در بلاد * آن كند كه جملگى بر سود يابد انسداد
بر نبندد سست هر عهد و قرارى را كه بست * بلكه آن را استوار و سخت بندد هر چه هست
آن قرار و عهد را كه بر زيانت بسته شد * بر گشايد زان گره بىآنكه سست و خسته شد
پايهء خود را شناسد در روند كارها * در ممرّ روزگار و گير و بند كارها
چونكه نادان بر مقام خويش و وجه برترى * اى بسا نادانتر آيد بر مقام ديگرى
در گزينش اين عزيزان ( نويسندگان ) براى ادارهء امور كشور ، تنها بفراست و حسن ظنّ خود گرايش ننما بلكه ايشانرا از طريق خدمتى كه بنيكان قبل از تو نمودهاند آزمايش نما .
53 انتخاب اين عزيزان بر امور كشورى * نيست غير از آزمايش از طريق ديگرى
در چنين برهه ، يقين بر حسن ظنّ خود مكن * راه نقد آزمايش را بكلّى سد مكن
آنچه قبل از تو بنيكان خدمتى آوردهاند * روى دوش خويش بار امتحان را بردهاند
( پس بدون آزمايش از گزينش بر حذر * جستجو كن ضمن استدراك در اين رهگذر )
چون كه بعضى از رجال كارگردان در بلاد * مىكنند از والى و مخدوم جلب اعتماد
ضمن يك خوش خدمتى و خير خواهى در حضور * مىرسانند آنچه دلخواه است او را بر حضور
( مىنمايانند خود را از بدىها بر كنار * تا بگيرند آرمان دولتى را اختيار )
حال آن كه نيست ايشان را امانت در عمل * نحوهء اقدامشان خالى نباشد از خلل
خدمت اين قوم بر نيكان ديوان قبل از اين * آزمايش بود اگر خواهى بجوى و باز بين
احسن ايشان كه صدقش روشن است و آشكار * بهر تسهيل امور خلق كشور بر گمار
گر بدينسان آزمودى ، گوى طاعت بردهاى * از خداوند و امام ( ع ) خويش اطاعت بردهاى
و اجعل لرأس كلّ امر من امورك رأسا منهم لا يقهره كبيرها و لا يتشتّت عليه كثيرها از