كتّاب ( نويسندگان ) بر رئوس امور خود انتخاب كن و برياست انتساب ، تا بزرگى امور ناتوانش ننمايد و بسيارى آن پريشانش نسازد :
54 بر رئوس كارها از كاتبانت بر گمار * تا نيارد سختى كارش ملال و اضطرار
رنجش سعى و تلاش ، او را نسازد ناتوان * ( تا توان دارد بكوشد با كمال ائتمان )
از پريشانى بدر ماند ، نماند خسته دل * ( حقّ و باطل را كند از هم جدا و منفصل )
كاتبان را گر بدى و عيب باشد در امور * در وظيفه از تو مىدانند مردم اين قصور
( از تو غفلت در چنين مورد قبيح و نارواست * كيفر آن بر تو خواهد بود روز باز خواست )
يا مالك : توصيهء مرا در مورد اهل تجارت و صناعت بپذير و احسان به ايشان را بوسيلهء گماشتگان خود جدّى گير :
55 اهل صنعت را با حسان و نكوئى زندهدار * تا بچرخد چرخ كار و روزگارش در مدار
جامع سوداگران را باب احسان برگشا * تا فراهم گردد ايشانرا زمينه بر رخاء
( من ترا متن وفادارى نگارش مىكنم * اهل سودا و صناعت را سفارش مىكنم )
( گر رود پاى طمع از كارگردان سوىشان * آنزمان تضعيف گردد قوّت زانوىشان )
آن نباشد كه ز عمّالت برنجند آنچنان * كاعتبار ملك و دولت رفته باشد در ميان
دستهء ديگر مقيمانند و محصون « 1 » در بلاد * بر تجارتهاى بيرونى ندارند انقياد
و آن كه با دارائى خود رفت و آمد مىكند * ( كار و بار خويش را با آن مسدّد مىكند )
و آنكسى كه بر تلاش خويش دارد اتّكاء * كار مردم مىكند از بامدان تا مسا
ريشههاى سود ملكاند اين گروه پر تلاش * بهره مىبخشند از تن بىنزاع و اغتشاش
( اينكه آوردم تمام صنفها را بر قلم * جملگى در جاى خود عنوان خيرند از نسم )
سودها را مىكشانند از نقاط سخت و دور * از بيابانها و اكناف زمين و از بحور
هامش
( 1 ) در امان و حصار امن