كشور آباد هر چه بار خواهى مىكشد * گر خرابى روى كار آيد تباهى مىكشد
آن نخواهد بود ممكن جز ببذل حكمران * وين نخواهد گشت پيدا جز به فقر اهل آن
( حكمران را گر بود حال رعيّت در نظر * مهر او در قلبشان جاگير باشد مستمر )
آنزمان كه حكم ران را جمع ثروت مطرح است * در حقيقت بدگمانى بر حكومت مطرح است
گر مر او را رخنه كرد انديشههاى نادرست * مىشود بنيان تأثير نصيحت سخت سست
در مذاقش پندها باشند تلخ و ناگوار * بهره كمتر گيرد از تغيير وضع روزگار
ثمّ انظر فى حال كتّابك فولّ على امورك خيرهم در مورد نويسندگان و موقعيّت حال ايشان نظردار ، و بهترينشانرا به كارهاى رعيّت بگمار ، تا نظام امور در جهت راستى گفتار و درستى كردار هدايت شود .
52 ( لازم آيد مر ترا اهل درايت در نظر * تا به ايشان وا كنى باب حمايت در نظر )
خاطر اهل قلم را در نظر محفوظ دار * عاملان را از ميان اين عزيزان بر گمار
نامههائى كه در آنها ، راز دولت مطرح است * در صلاحيّت بدست كاردان اصلح است
آن كه او بر حفظ اين اسرار گشته عهدهدار * اى خوشا باشد به اخلاق حميده استوار
كاتبى كه در صيانت « 1 » داشت راز كشورى * بايد اور بود بر كتاب دير برترى
( آن كه با اسرار دارد آشنائى بيشتر * بايدى باشد بخلق و ملك ، دو انديشتر )
ورنه با اندك غرض افساد بر پا مىكند * موجبات ضعف دولت را مهيّا مىكند
آن كسى را حافظ اسرار دولت بر گمار * كز مقام ، او را نيايد سركشى و اغترار
و آن كسى كه باشد از نسيان و غفلت بر كنار * تا نباشد كوتهى در آرمانش روى كار
و آن چنان ، فردى كه هشيار است و بينا در امور * هيچ آثارى نبينى در وظيفه از قصور
( نقش ايشان در نگارش مثمر است و كار ساز * ملك با تدبير اين بالا نشينان بىنياز )
و آن كسى كه چست « 2 » باشد در كتابت يا جواب * تا بيارد آنچه دادى و گرفتى بر حساب
هامش
( 1 ) مصون داشتن
( 2 ) چالاك