تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
بر اساس ميل خود ، كارى نياور بر ميان * اى بسا كه نادرستى پروراند هر زمان چونكه والى گر بيفتد خود سرانه بر امور * در موازين عقول از عدل و انصاف است دور برگزين عمّال خود را از رجال شرمدار * ( از رجالى كه مر ايشانراست سعى و پشتكار ) وز كسانى كه در اسلامند و ايمان پيشتاز * ( نيّت و تصميم‌شان در زندگانى كار ساز ) صاحب عزم و اراده ، بر نجابت منتسب * در سجايا و حمائد بين مردم منتخب چون كه ايشان صاحب خوى نكو و برترند * ( جملگى در ساحت ايمان گرامى گوهرند ) حافظ ناموس خويشند و وقار و آبرو * بهر خود دارند اصلاح و درستى آرزو ( بر حذر باشند از نيرنگ و رشك و ننگ و عار * نيست از آنان بجز خير و نكوئى انتظار ) مىكنند انديشه بر فرجام كار و زندگى * از طمع دورند در راه خلوص و بندگى 44 خوار و بار و رزق ايشانرا فراوان كن كه آن * مىكند اين قوم را در كار و كوشش پرتوان خلق و خوى و كار ايشان را با صلاح آورد * ( عزم‌شانرا از پريشانى بقوّت مىبرد ) مىكند اين توده را از زير دستان بىنياز * تا كنند از راه رشوت بر تعدّى پنجه باز هم بنافرمانى ايشان ز حاكم حجّت است * هم اگر سوى امانت دستبرد و غارت است
ثمّ تفقّد اعمالهم و ابعث العيون من اهل الصّدق و الوفاء عليهم بر اعمال عمّال خود وارسى كن و بازرسان صديق و درستكار براى ايشان بگمار :
45 در خور عمّال خود كاوش نما و وارسى * بازرس‌ها بر گمار از خلق ، بهر بررسى بازرس‌هاى صديق و با وفا و راستكار * بر گمار از بين مردم در نهان و آشكار چون خبرگيرى ز عمّال و نظارت بر امور * هر خيانت را كند از قلب عمّالت بدور در دل ايشان مدارا را نمايد ريشه‌دار * مىشود با اين نمط ، پاى امانت استوار ( گر نباشد والى از عمّال دولت با خبر * رفته رفته مىرسد پاى عدالت بر خطر ) 46 خويش را از صحبت ياران خائن دور دار * ( در حقيقت نيست ايشانرا وجوه اعتبار )