بر اساس ميل خود ، كارى نياور بر ميان * اى بسا كه نادرستى پروراند هر زمان
چونكه والى گر بيفتد خود سرانه بر امور * در موازين عقول از عدل و انصاف است دور
برگزين عمّال خود را از رجال شرمدار * ( از رجالى كه مر ايشانراست سعى و پشتكار )
وز كسانى كه در اسلامند و ايمان پيشتاز * ( نيّت و تصميمشان در زندگانى كار ساز )
صاحب عزم و اراده ، بر نجابت منتسب * در سجايا و حمائد بين مردم منتخب
چون كه ايشان صاحب خوى نكو و برترند * ( جملگى در ساحت ايمان گرامى گوهرند )
حافظ ناموس خويشند و وقار و آبرو * بهر خود دارند اصلاح و درستى آرزو
( بر حذر باشند از نيرنگ و رشك و ننگ و عار * نيست از آنان بجز خير و نكوئى انتظار )
مىكنند انديشه بر فرجام كار و زندگى * از طمع دورند در راه خلوص و بندگى
44 خوار و بار و رزق ايشانرا فراوان كن كه آن * مىكند اين قوم را در كار و كوشش پرتوان
خلق و خوى و كار ايشان را با صلاح آورد * ( عزمشانرا از پريشانى بقوّت مىبرد )
مىكند اين توده را از زير دستان بىنياز * تا كنند از راه رشوت بر تعدّى پنجه باز
هم بنافرمانى ايشان ز حاكم حجّت است * هم اگر سوى امانت دستبرد و غارت است
ثمّ تفقّد اعمالهم و ابعث العيون من اهل الصّدق و الوفاء عليهم بر اعمال عمّال خود وارسى كن و بازرسان صديق و درستكار براى ايشان بگمار :
45 در خور عمّال خود كاوش نما و وارسى * بازرسها بر گمار از خلق ، بهر بررسى
بازرسهاى صديق و با وفا و راستكار * بر گمار از بين مردم در نهان و آشكار
چون خبرگيرى ز عمّال و نظارت بر امور * هر خيانت را كند از قلب عمّالت بدور
در دل ايشان مدارا را نمايد ريشهدار * مىشود با اين نمط ، پاى امانت استوار
( گر نباشد والى از عمّال دولت با خبر * رفته رفته مىرسد پاى عدالت بر خطر )
46 خويش را از صحبت ياران خائن دور دار * ( در حقيقت نيست ايشانرا وجوه اعتبار )