تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
وز كسانى كه درشتى در زمان اقتدار * وا ندارد رأى او را سوى كبر و اغترار دور باشد از ستم در حال جبر و اختيار * نرمى و سازش نگيرد اختيارش را ز كار
با اهل ادب و صاحبان اصل و نسب در آميز و اشتياق رعيّت را در پرهيز از ذمائم و تحصيل حمائد برانگيز
33 با نكويان همنشين باش و قداست كسب كن * از شجاعان و جوانمردان كياست كسب كن تا توانى باش ، با اهل سماحت همجليس * ( با شريفان همدم و با اهل علم و دين انيس ) با سلحشوران قرين باش و دليرانرا بناز * جملگى دارند بر تفويض منصب امتياز آنكه خوشنام است و داراى كمال و برترى * برگزين او را به خدمت در امور كشورى چونكه ايشان محسن‌اند و شاخه‌هائى از كرم * نيست در اموال آن مردان حرامى يكدرم مهرشانرا حفظ كن ، پندار بر خود نور عين * آنچنانكه بهر فرزند است مهر والدين كارشانرا روبراه انداز ، روى اعتناء * ( آن چنان كه ره نمايد آشنا را آشنا ) گر تو آنها را بنيكوئى توانا ساختى * آن نپندارى كه يك انگيزه بر پا ساختى و ان چه كردى از ره نيكى و احسان همرهى * كم مدان ، خواهد شد آخر بر بزرگى منتهى گر بجاى آورده‌اى خير كثير و چشمگير * در نظر آن خير را بسيار و افزون مىنگير نيز اگر احسان نمودى كه قليل و اندك است * آن كثير است و بزرگ ، امّا به ظاهر كوچك است چون كه آنانرا نكوئى بر تو خوشبين مىكند * خطّ مشى پيروى را خوب تدوين مىكند
استقبال تو و ادامهء تفقّد در امور كوچك ، اقبال گشايش دروازه‌اى از امور بزرگ است
34 ول مكن امداد ساده از رعيّت چونكه آن * مايهء اميّد باشد در حمايت بر كلان ( پس مگو كه پرسش از بيمار و وضع حال او * از اهميّت برون است و جهات جستجو يا مگو در رأس كارم كار معضل با من است * پس مرا امداد ساده ناروا و اهون است )
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 202 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى