تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
دستهء سوّم قضات عدل گستر ، دادرس * ( دسته‌ايكه بر نمىدارند گامى بر هوس ) چارمى عمّال منصف ، تحت امر حكمران * كارگردانان و گردانندگان كاردان صنف پنجم ، اهل ذمّه ، در پناه اهل دين * وز مسلمانان خراج و حقّ دولت در يمين
و منها التّجار و اهل الصّناعات اصنافى ديگر از رعيّت عبارتند از اهل تجارت و صناعت و طبقهء سفلى ( ارباب حاجت و مسكنت )
صنف ششّم تاجران و صاحبان صنعتند * صنف هفتم مستمندان و ذوات حاجتند دسته‌هاى فوق را سهمى است پيش كردگار * حظّ مقسوميست بيچون در ممرّ روزگار نامشان در سنّت و قرآن به خوبى روشن است * رزقشان در واژهء پيمان به خوبى روشن است پيش ما محفوظ مانده آن عهود معتبر * ( حفظ خواهد گشت تا روز قيامت مستمر ) 26 دستهء اوّل جنود و جنگجويان در ثغور * بر رعيّت حافظانند از گزند هر شرور همچو دژهايند بر ملّت باذن كردگار * زينت و فخر ولات‌اند و بكشور اعتبار عزّت دينند و امن راههاى كشورى * ( سوى ايشان باد تمجيد و وجوه برترى ) ( پس رفاه رهروان با اين عزيزان ممكن است * ورنه امنيّت بپيشاپيش ايشان ظاعن است ) 27 بر جنود ، هرگز نظامى نيست ، الّا با خراج * ( بىخراج آواى لشكر خواهد افتاد از رواج ) بىحقوق واجبه افتد بناچار از قوام * در وجودش ضعف يابد انسجام و اهتمام پس دوام عسكريّه ريشه دارد در خراج * تيز مىگردد به آن تيغ ستيز و احتجاج مىتوان با آن توان دادن بپاى اجتهاد * تا نمودن بر صلاح كار لشكر اعتماد
قوام هر صنف ، بصنف ديگر اناطه دارد و از آن افاده مىكند .
28 بر خراج هرگز نبايد اعتماد و بر سپاه * گر نباشد فرقهء سوّم به ايشان پايگاه فرقهء سوّم قضات‌اند و رجال دادگر * كارشان با صلح و پيوند و عقود معتبر عاملان ماليات و كاتبان معتمد * ( دخل و خرج كلّ با آنها به حاكم مسترد )