چون ترا اطراء « 1 » ايشان اغترار آرد بدل * ( مىكند بر كوزهء دل زهر نخوت منتقل )
آيا نيكوكار و بدكار برابر هستند ؟ جواب اين سؤال در منطق وجدان سالم است
20 زشت و زيبا پيش صاحبدال برابر نيستند * ارزش يار و عدو در دل برابر نيستند )
ارزش بدكار و نيكوكار و پست و خوبتر * بابت ارج و بها يكسان نباشد در نظر
كاين صفت از رغبت اهل نكوئى كم كند * پايهء اهل بدى را در بدى محكم كند
بر بدى كيفر گمار و بر نكوئى ارج نه * هر كدامين را به آنچه برگزيده اجر ده
21 ( بين خويش و بين مردم بذر خوش بينى به كار * تا شود در خلوت دلها ، محبّت برقرار )
نيست چيزى بهتر از بذل و فراتر از عطاء * تا بدان بنيان خوش بينى بيابد ابتناء
چيز ديگر كه عواطف ، روى آنند استوار * امر تخفيف مئونت « 2 » هاست وقت اضطرار
وارهاند خلق را از ضيق و محنت در حيات * بهرشان در سبك ارزانى نمايد التفات
پس در اين امر مقدّس چيره باش و پيشگام * تا كه از اقدام موزون بهرهيابى مستدام
( چونكه خوش بينى بر اندازد اساس درد و رنج * اين نباشد جز در افكار رجال نكته سنج )
گر نباشى پايبند اين روند ايدهآل * مطمئن هرگز نباشى در حكومت از زوال
و انّ احقّ من حسن ظنّك به لمن حسن بلاؤك عنده سزاوارترين مردم براى خوش بين بودن كسى باشد كه بيشتر به او احسان نمودهاى .
از آزمايشها چنين استنتاج مىشود كه احسان ، موجد خوش بينى و اسائه ، مولد بد بينى است :
22 آن كسى كه بهر خوش بينى احقّ و اجدر است * آن كسى باشد كه پاى اخذ احسان در در است
آن كسى باشد كه او را بذل نعمت كردهاى * بارها بر بوتههاى آزمايش بردهاى
هامش
( 1 ) مبالغه در وصف
( 2 ) هزينه