جايشان بر ميگزين از بين مردم اهل دل * ( تا نگه دارند نظم كارها را معتدل )
جاى آنها خبرگانى از رعيّت برگزين * ( در طريق برتر انديشى به آنها جانشين )
( آن چه با تدبير و عقل خود نمودى اختيار * دستگاه خويش ، بر ابرار كردى واگذار )
نيست در ابرار ، امداد ستمگر در ستم * مجرمان را نيستند هرگز بنصرت متّهم
اولئك اخفّ عليك مؤنة « 1 » و احسن لك معونة اى مالك ، منتخبين تو از رعايا ، بعنوان بطائن و وزراء ، از حيث هزينه پائينتر و از نظر معونه و يارى بالاتر خواهد بود
( از خواص آنكه نمودى از رعيّت انتخاب * امر و دستور تو خواهد شد مطاع و مستجاب )
( بذل مزجات « 2 » تو اندر ديدهء ايشان بس است * حسن ظنّ تو همانا از عنايت ملبس است )
خرجشان بر خاك و ملك ، از هر هزينه كمتر است * سودشان امّا بسان كان و گنج گوهر است
ميلشان بر تو فزون است و ترا بينند اجلّ * اين تمايل در خور اغيار باشد در اقّل
پس چنين فرزانگان باشند بر تو رايزن * در محافل جايشان ده ، مستشار مؤتمن
18 در وزيران آن كسى باشد بتحسين مستحقّ * كز عدالت بر تو افزونتر بگويد قول حقّ
ضمن اينكه قول تلخ حق ، بر قلبت نشاند * در حضورت اسب رهوار ستايش بر نراند
گر چه قول تلخ حق ، رنجور و دل تنگت نمود * كم ستائى همچو در ديوان آمالت نبود !
( گر چه از كار و روند او نگشتى شادكام * ليك يابد زين روش ، زخم تكبّر التيام )
19 تا توانى راد باش و متّقى و پارسا * خويشتن را متّصل گردان به خيل اتقياء
( باش با آنها برغبت همجليس و همنشين * بشنو از ايشان بگو ، اندرزهاى دلنشين )
آنچنان كن كه بدرياى ثنايت نسپرند * در روند و نحوهء توصيف از حد نگذرند
شاد و خرسندت نگردانند روى اعتناء * زين كه در تو نيست فعل نادرست و ناروا
گر چه در انديشهء تو نيست قصد منكرى * ليك بر خود آن نيارائى كه دارى برترى
هامش
( 1 ) هزينه
( 2 ) كم