وقت خواهش تا به نيل آنچه آن را طالب است * بر حريف خود به اصرار پياپى غالب است
در قبول عذر مردم پر درنگ و كندتر * ( ليك در تقرير دعوى پر تلاش و تندتر )
در محاذات ملاحم ، در گذرگاه زمان * از لحاظ بردبارى ، اضعفاند و ناتوان
( در خواصّ ، اينست رفتار و جهات ائتلاف * گر چه بر اين منطق و برهان ندارند اعتراف )
يا مالك ، قوام دين و اجتماع مسلمين ، از رعيّت است كه دفع شرّ خصام مىكند و لشكركشى را انتظام مىبخشند :
13 از رعيّت روح گيرد ، اتّحاد اهل دين * بر اساس اجتماع است اجتهاد اهل دين
دشمنان باشند از اجماع مردم بر حذر * ( آنزمان كه شد عيان كانون گرمى از خطر )
ترسشان هرگز نباشد در تلاقى از خواص * ( بلكه ره جويند از ترس رعيّت بر مناص )
پس ترا شايسته باشد بر رعيّت مهر و جود * ( تا به يارى پاى تثبيت ارادت بر وجود )
از رعيّت آنكه نمّام است از خود دور دار * و آنكه راز خلق پنهان داشت خود را بر گمار
آنكه زشتىهاى مردم را بمردم كرد عيان * بر چنين جرثومهء نادان ، نبايست ائتمان
چون كه مردم را عيوبى هست مخفى از انام * حاكمان بايد به ستر آن نمايند اهتمام
( پس تو راهى جز ره اسلام و ايمان طى مكن ) * عيب مردم را كه مستور است و پنهان ، پى مكن
حكم فرمايد خدا بر آنچه پنهان داشتى * ( در صدور خلق بذر راز دارى كاشتى )
تا توانى زشتى مردم بپوشان تا خدا * از تو دارد عيب و زشتى و خطا را اختفاء
اطلق عن النّاس عقدة كلّ حقد و اقطع عنك سبب كلّ وتر از رعيّت ، گره كينه توزى را بگشاى و عقده انتقام را جدا كن .
15 ( بين خويش و بين مردم راه الفت باز كن * با رعيّت در ميان ، خوان مودّت باز كن )
( بر محبّت باز كن ، درب سراى سينه را ) * پاره كن اطناب حقد و انتقام و كينه را
( راه تزوير و ريا را بر سراى دل ببند * تا رعيّت روى استيناس ، بر تو دل نهند )