ضعف و سستى را بدين حقّ ، وارد مىكند * نقشهء تغيير نعمت را مساعد مىكند
و اذا احدث لك ما انت فيه من سلطانك ابهّة او مخيلة فانظر الى عظم ملك اللّه فوقك اگر حكومت براى تو عظمت و ابهّت يا كبر و غرور پديد آورد ، در مورد عظمت و ابّهت خداوند انديشه كن .
8 اين حكومت گر ترا آورد نخوت بر وجود * آن زمان انديشه كن در آفرينش هر چه زود
ملك ايزد را ببين بالاى خويش و فوق سر * و آنگه افكن با بصيرت روى ضعف خود نظر
كشف خواهد شد ترا با اين قياس آشكار * كثرت فقر تو با فرط غناى كردگار
دور گرداند ز تو كبر و ريا را اين نظر * باز گردد عقل دور افتاده از سر روى سر
سر فرازى را ز تو مهجور دارد اين روند * و آنچه از عقلت رميده بر تو دارد نوشخند
فكر و انديشه در اين امر نكو و دلپسند * منع مىدارد ترا از اينكه باشى خود پسند
9 خويشتن را با خداى خود برابر مىندان * چون برابر نيستى با بىنهايت ، در توان
هيچ دان خود را همانا در توان و اقتدار * پيش او جز محو و نابودى چه دارى انتظار ؟
فرقهء گردنكشان را بر مجازات آورد * اهل استكبار را بر دار كيفر مىبرد
يا مالك ، ترا به انصاف ، در فرامين خدا توصيه مىنمايم ( اوامر او را به كار بندى و از نواهيش به پرهيزى )
10 در خصوص امر يزدانت سفارش مىكنم * اين وصيّت را براى تو نگارش مىكنم
از ره صدق و اطاعت امر او را كارگير * ( در دل سرّاء و ضرّاء ، باش او را مستجير )
بر حذر باش از ستم بر خلق ، زيرا از ستم * ( بر نخواهى يافت حاصل ، جز هلاكت يا الم )
منع دار آن را كه با نام تو خويش و اقربا * ظلم بر مردم كنند و كارهاى ناروا
گر دريغ آيد ترا فرمان مولا در عمل * پس تو آنگه ظالمى و پاى عزمت در وحل
و ان كسى كه طرح استبداد دارد بر عباد * دشمن است ايزد ، ز روى خشم ، با آن بد نهاد