تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
پس تو بايد آنچنان باشى كه در اين روزگار * از تو ماند اعتبار و نام نيكو يادگار مر ترا اعمال صالح ، احسن اندوخته است * ( ورنه از تو خرمن ايمان بكلّى سوخته است )
يا مالك ، عنان نفس را بدست عقل بسپار
6 مالك اميال خود باش و به اهواء دل نبند * ( تا نيفتى غافلانه در مهالك بر كمند ) هر چه بر تو ناروا باشد بنفست بخل ورز * ( بر حذر باش از مضرّات دروغ و قول هرز ) بخل ورزيدن بنفس انصاف باشد پيش عقل * ( سازگار است اين سليقه با روند عقل و نقل ) ( پس ، هر آنچه بر اساس عقل باشد ناروا * ناروا باشد بسوى آن نمودن اعتناء ) ( گر چه آن را دل كند از روى رغبت آرزو * چشم طالب ، با نگاهى خوش ، نمايد جستجو ) مهربانى با رعيّت را روال خويش‌دار * خير خواهى را بكن در سينهء خود برقرار با رعيّت حسن رفتار تو رمز چيرگيست * ورنهء بر تو در سياست ، روزگار تيرگيست ( گر بخواهى كه رعيّت بر تشتّت نگروند * اختيار آور ، ز روى حسن تدبير اين روند ) گر غليظ القلب باشى در رعيّت پرورى * ( بايد اوّل از سر نعش عدالت بگذرى ) « 1 » تا توانى بر رعيّت همچو ديو و دد مباش * در محلّى كه مدارا جاى دارد ، بد مباش ( كينه ورزى و عداوت در صلاح كار نيست * اين صفات زشت ، خوى فرقهء احرار نيست )
و لا تكوننّ عليهم سبعا ضاريا يا مالك ، رعيّت در مجموع بر دو دسته‌اند ، يا با تو برادر ، در طريقتند ، و يا نظير و همنوع در خلقت .
بر رعيّت ، چون پدر ، دلسوز باش و مهربان * آنچنانكه جمله پندارند خود را در امان جمله هستند اين رعيّت بر دو دسته منقسم * در خور ايشان تو باشى در حكومت ملتزم
هامش
( 1 )وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَسورهء آل عمران آيهء 157