تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
گفت در حقّت خطائى رفت از من رو سياه * حال معذورم بدار ، از ارتكاب اين گناه گفت بر ذات خداى مستعان سوگند ياد * آنكه او را سر فرود آريند روى اعتقاد آنچه ايجابم نموده بر ورود اين مكان * بر تو استغفار بود از كردگار مهربان
الحاصل مالك ابن حارث نخعى ( مالك اشتر ) آنچنان خدا را معتقد بود و مولا را مطيع و منقاد كه على عليه السّلام دربارهء او فرمود لقد كان لى مثل ما كنت لرسول اللّه ( ص ) و اين مرد بزرگوار در سنهء 38 هجرى قمرى حيات پر ماجراى خود را وداع گفت و عهدنامهء مقدّس او براى حكمرانان جهان براى هميشه دستور العمل گرديد . اينك ، متن فرمان مطاع و مبارك على عليه السّلام به مالك اشتر
1 اين همان امريست و دستور مؤكّد از على ( ع ) * ( تا شود در متن قاموس ولايت منجلى ) در خصوص مالك ، آن مرد شجاع و بردبار * آن زمانكه خواست بر مصرش نمايد رهسپار تا كند اخذ خراج و با عدوّش كارزار * همچو استصلاح حال مردمان آن ديار ( خلق را دعوت نمايد بر طريق انبياء * آن طريقى كه به آن دعوت نمايند اولياء ) با تلاش ، آباد گرداند بلاد آن ديار * ( بر گشايد بر ديار مصر باب اعتبار ) 2 امر كرد او را بتقوى در نهان و آشكار * بر حذر فرمود از بطش و نكال كردگار سر نتابد از فرامين خداى كائنات * ( آن فرامينى كه با آن جوش خورده ممكنات ) پيروى از آن كند كه وحى منزل گفته است * آنچه حكم لا يردّ حقّ بر آن رفته است آنچه آمد بهر ارشاد و هدايت از خدا * پيرو آن گشته‌اند اهل يقين و اتّقاء پس ، سعيد آن كس بود كه بر حقيقت عامل است * و ان كه از حق روى گرداند شقى و جاهل است 3 باز او را امر فرمود آن امام حق پرست ( ع ) * تا خدا را يار باشد با زبان و قلب و دست ( نصرت او از طريق قلب ، حمد و باور است * از طريق دست ، ترتيب جهاد اصغر است ) ليك نصرت با زبان ، ارشاد و نهى از منكر است * اهل ايمان بر چنين افعال شايان اجدر است