همرهت هرگز نگردم تا بمقتل دركشى * پا بپايت مىنيايم تا بخوارى بركشى
بر خدا سوگند ، سوگندى كه از جان خاسته * از درون سينه و كانون وجدان خاسته
آنچنان سوگند گرم و دلپذيرى كه در آن * بر تحّول ميكشم حكم خداى مستعان
( سورهء كهف آيهاى دارد بغايت دلنواز * از اراده مينمايد آشكارا كشف راز ) « 1 »
( پس مگو من با اراده مينمايم آنچنان * جز كه گوئى ( ان يشاء إله ربّى مهربان ) « 2 »
( لاروضنّ نفسى رياضة ) نفس خود را چنان بر رياضت و تربيت - ميكشم كه بقرصى از نان و خورشى از نمك قناعت نمايد . ( نامهء 45 مادّهء - 13 - )
نفس خود را با رياضت مينمايم بردبار * تا شود مشتاق ، بر امر مطاع كردگار
آنچنانكه از ره تقوى و روى ائتمان * خويشتن را مكتفى سازد بملح و قرص نان
ديدگان خويش را آزاد گردانم ز دمع * دمبدم ريزد بدامن ، چون دموع گرم شمع
كاسهء چشمم تهى گردد ز اشك ژاله گون * ( آنقدر گريم كه خشكد اشك گرمم در درون )
آنچنانكه چشمهء جوشان و جارى غور كرد * ( آبهاى داخل چاه و مجارى غور كرد )
آيا شكم حيوان ، از آنچه مىخورد پر مىشود كه بپهلو ميخوابد ؟
14 پر شد آيا بطن حيوان چرنده از گياه * آن زمانكه مىزند ، پهلو كنار خوابگاه ؟
سير ميگردند آيا گلّههاى گوسفند * موقعى كه دسته جمعى بر مرابض « 3 » ميروند ؟
پس على ( ع ) آيا براحت توشهء خود خورده است * تا بسان چارپايان عزم مربض كرده است ؟
با چنين وضع سراسر غم ، سرا پا ابتلاء * بر دو چشمش روشنى گوى و بحالش مرحبا
هامش
( 1 ) سورهء كهف ، آيهء 23 ،وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ( 2 ) همان منبع
( 3 ) مرابض خوابگاههاى انعام