تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
ضعف و سستى دست او را بگسلاند از نزاع * ( روى شانه بسته خواهد بود دست انتزاع ) پيش اقران و دليران ، سست باشد در ستيز * ( بازوانش خسته ماند در ادامه بر ستيز )
ولى بدانيد : من همچون درخت دامنهء كوهسارم كه تند باد و طوفان ، سختم كرده و شما بسان ريحانه‌هاى كنار جويبار كه آب نرمتان نموده .
پس بدانيد اين حقيقت را ، درخت كوهسار * سخت و صلب و با دوام است و بقامت استوار چونكه آن را تشنگى و باد و طوفان قوى * مينمايد سفت و پرتاب و ستبر و مستوى ليك اشجار و نباتات كنار جوى و رود * حين سبزى ناتوانا و ضعيفند از جلود و آن گياهى كه ز دشت سخت سر زد بر فضا * شعلهء آن نيز بالاتر نمايد ، در فضا آرى انسان نيز اگر كمتر بنوشد كم خورد * بهرهء بهتر ، ز نيرو و شجاعت مىبرد
پيوند من با رسول خدا پيوند دست و شانه است كه انفصال نميگيرد و انفكاك نمىپذيرد
9 وصلت و پيوند جانم با رسول نيك بخت * اتّصال شاخه باشد با شكوفه در درخت ( او و من در فطرت و خلقت عدالت پيشه‌ايم * همچنان در اصل و در بنياد از يك ريشه‌ايم ) چون دو نخليم از يكى ريشه كه با هم رسته‌ايم * در مثل چون ساعد و بازو بهم پيوسته‌ايم بر اساس آن اگر بر من هجوم آرد عرب * بر خدا سوگند هرگز رو نگردانم عقب جملگى را ميكشم بر قتلگاهى از تعب * پيش من باشند چون افتادگانى از رطب فرصتى گر حاصل آيد ميشتابم سوىشان * ( ميكنم آغشته بر خون خاك راه كوىشان ) ( در ره دين خدا يكباره گردن مىزنم * دار استقرار ايشان را ز بنيان مىكنم ) خانهء اين شخص وارون را نمايم واژگون * ( آن گرانجان ، كان نخوت را نمايم سرنگون ) ( يعنى از ابن ابو سفيان تلافى مىكشم * از وجود نحس آن شيطان تلافى مىكشم )