نامهء 46 از نامههاى آن بزرگوار ، بيكى از كار گزاران خود
كه در آن خوشرفتارى با رعيّت و سخت گيرى در هنگام مقتضى را به او امر و توصيه ميفرمايد .
1 در قبال حمد بر دادار وحىّ جاودان * تهنيت بادا فراوان ، بر رسول پاكجان ( ص )
پس تو باشى از كسانى كه برايم ياورند * بهر حفظ دين و استقلال ، فرمان مىبرند
من بسى امداد ميجويم از آن مردان راد * ( تا كه محكمتر كنم ، بنيانهاى عدل و داد )
بىمحابا مجرمان را مينشانم جايشان * از ثغور خويش كوته مينمايم پايشان
ميفرستم از همان مردان بسوى دشمنان * ميفشارم روى استيلاء گلوى دشمنان
كارهائى كه ترا دارند رنج و دردسر * استعانت كن بهمّت از خداى دادگر
با رعيّت سختى و نرمى درآميز و بساز * ( تا بسازند و ترا بخشند وجه امتياز )
( خاطر ايشان بدينسان حاصل آيد مر ترا * ( هر كسى با اين سماحت ميگرايد مر ترا )
گر مدارا خوشتر آيد بر درشتى دل مبند * روى كار آور مدارا را بوجه دلپسند
بر درشتى تكيه زن آنجا كه جاى شدّت است * ( و ز درشتى دور باش آنجا كه جاى وحدت است )
تا خشونت بر جوانمرد آلتى سازنده است * ( گر به نرمى دل سپارد نفس خود را بنده است )
جناح محبّت را بر سر رعيّت بيفراز و ظلّ عطوفت را بر روى آنها بينداز .
2 بر رعيّت مهربان باش و عطوف و مهرجو * ( اى دريغاگر نباشى مهرورز و نرمخو )
بر سر آنها فرود آور ، جناح مهر را * آشكار آور بايشان انبساط چهر را
در نگاه زير چشمى و اشاره يا درود * يا نگاه خيره بر رخسار ايشان در شهود