تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨

نامهء 46 از نامه‌هاى آن بزرگوار ، بيكى از كار گزاران خود

كه در آن خوشرفتارى با رعيّت و سخت گيرى در هنگام مقتضى را به او امر و توصيه ميفرمايد .
1 در قبال حمد بر دادار وحىّ جاودان * تهنيت بادا فراوان ، بر رسول پاكجان ( ص ) پس تو باشى از كسانى كه برايم ياورند * بهر حفظ دين و استقلال ، فرمان مىبرند من بسى امداد ميجويم از آن مردان راد * ( تا كه محكمتر كنم ، بنيان‌هاى عدل و داد ) بىمحابا مجرمان را مينشانم جايشان * از ثغور خويش كوته مينمايم پايشان ميفرستم از همان مردان بسوى دشمنان * ميفشارم روى استيلاء گلوى دشمنان كارهائى كه ترا دارند رنج و دردسر * استعانت كن بهمّت از خداى دادگر با رعيّت سختى و نرمى درآميز و بساز * ( تا بسازند و ترا بخشند وجه امتياز ) ( خاطر ايشان بدينسان حاصل آيد مر ترا * ( هر كسى با اين سماحت ميگرايد مر ترا ) گر مدارا خوشتر آيد بر درشتى دل مبند * روى كار آور مدارا را بوجه دلپسند بر درشتى تكيه زن آنجا كه جاى شدّت است * ( و ز درشتى دور باش آنجا كه جاى وحدت است ) تا خشونت بر جوانمرد آلتى سازنده است * ( گر به نرمى دل سپارد نفس خود را بنده است )
جناح محبّت را بر سر رعيّت بيفراز و ظلّ عطوفت را بر روى آنها بينداز .
2 بر رعيّت مهربان باش و عطوف و مهرجو * ( اى دريغاگر نباشى مهرورز و نرمخو ) بر سر آنها فرود آور ، جناح مهر را * آشكار آور بايشان انبساط چهر را در نگاه زير چشمى و اشاره يا درود * يا نگاه خيره بر رخسار ايشان در شهود