تا بر آيد عقدهء كفر از درون دانهها * ( پاك و ناب و خالص آيد اندرون دانهها )
( تا كه از اهل نفاق ، آرنج و بازو بشكنم * رهزنان حق پرستى را بذلّت بفكنم )
اى دنيا ، من از دام كيدت رسته و از چنگال تيزت جسته و مهارترا بر كوهانت بستهام .
10 دور شو از من آيا دنيا ، كه من از ديرباز * از مهارت دست خم كردم ، ز روى احتراز
از مهارت باز كردم بند انگشتان خويش * تا رهانيدم ز بند سخت دامت جان خويش
( بند و افسار ترا از خود كنار انداختم * جانب ديو حريص نفس خود ، بر تاختم )
من ز بندت جسته و از دامهايت رستهام * از تو و دامان تو دست تمايل بستهام
يكسره دورى گزيدم از تو روى اختيار * گشتم از دام و كند پايگيرت بر كنار
اى دنيا : كجايند آنهائيكه بر ايشان تاختى و بلجنزار فتنه انداختى ؟ كجائيد كسانى كه بناز و شوخى بجا نشان افتادى و به ادا و كرشمه فريبشان دادى ؟
در كجايند آن كسانى كه بايشان تاختى * يكسره بر دامگاه افتتان انداختى ؟
در كجايند امتّى كه بر كمندت اوفتاد * ( كرد روى سادگى بر وعدههايت اعتماد )
( لعبت فتّانهء تو ، سوى ايشان رو نمود * كرد با نيرنگ و حيله بر گرايش وانمود )
اينك ايشان در قبور خود گروگان ماندهاند * گرد خاموشى و روعت بر عذار افشاندهاند
اى دنيا : اگر در قالب شخصى بودى و در كالبد محسوسى ، كيفرهاى خدا را در حقّ تو اجراء مينمودم و ترا بسزاى خود ميرسانيدم
11 بر خداى حىّ و قادر مىكنم سوگند ياد * از ره تقواى باطن ، از طريق اعتماد