تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
نيست در انديشه‌ام الّا خمود نفس خويش * از مهالك دور تر سازم وجود نفس خويش تا كه در اطراف لغزشگاه ماند استوار * اندر آن روزى كه محشر رو نمايد آشكار
من على ( ع ) : اگر بخواهم از بهترين غذاها و نيكوترين جامه‌ها استفاده نمايم ، ميتوانم ، امّا هيهات
6 ( حظ دنيا را اگر جويم برايم سخت نيست * راه استغناء اگر پويم برايم سخت نيست ) گر عسل خواهم و يا از مغز گندم قرص نان * بهر من امكان پذير است اين تمنّى هر زمان از نسائج هر چه پوشم در توانم بود و هست * ليك هيهاتم بود از خود نمائىهاى پست دور باشد گويم اى عفريت نفس خود پرست * روزگار از من على ( ع ) دست تمنّا بر تو بست من گزينش را چه خواهم در لباس و در طعام * حال آنكه نيست امكان ، فرقه‌اى را بر طعام شايد اينكه در حجاز و در يمامه از انام * عدّه‌اى مهجور و دور افتادگانند از طعام عدّه‌اى را نيست در دل آرزوى قرص نان * چون نباشد اين چنين تسهيل در امكان‌شان قوم ديگر كه نيايد سير گشتن يادشان * فقر و فاقه آنچنان زد ضربهء بيدادشان باز هيهاتم كه با سيرى گرايم خواب ناز * حال آنكه در كنارم صاحبانى از نياز حال آنكه دور من اكباد گرم و تشنه است * ( روده‌هاى خشك و خالى بطنهاى گشنه است ) باز هيهاتم كه باشم آنچه شاعر گفته است * نكته سنج صائب و استاد ماهر گفته است
نكته سنج صائب و استاد ماهر ( حاتم ابن عبد اللّه طائى ) كه شايد همان حاتم طائى باشد چنين گفته و درّ سخن سفته
و حسبك داء ان تبيت ببطنة * و حولك اكباد تحنّ الى القدّ بر تو بس باشد چنين دردى كه شبها وقت خواب * خوش بخوابى و كنارت صاحبان اضطراب آن چنان كه نان جو را مينمايند آرزو * ليك آن را هم نمىيابند با صد جستجو
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 160 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى