و كتب ديگر بخوانيد .
( پس فدك ، از قريههائى بود مملوك يهود * در قبال فتح خيبر دست ما افتاده بود )
( داستان غصب آن جنجال دارد در جهان * جمله ميدانند تا كروّبيان آسمان )
( ظلم بر آن دختر معصومه بنت مصطفى ( ص ) * اى بسا گسترده بوده در جهان بىوفا )
( او شكايت كرد بسيار از وقوع آن ستم * در كتب ريز و بزرگ آن گذشته از قلم )
( ما براى اين كه مطلب ، روشن آيد بر انام * شمّهاى بر شرح اجمالى نموديم اهتمام )
( قسمتى از داستانش را بطور مستند * مينمايد شارح بحرانى از نو گوشزد )
( اهل خيبر در قبال فتح خيبر جملگى * ترك كردندى فدك را بر پيمبر جملگى )
( بذل كرد آن را به بنت خود رسول خوشنهاد * در سند از سورهء اسراء نموديم استناد ) « 1 »
( پس على ( ع ) بر ظلم بيمانند اشارت داشته * از حسودان سهگانه پردهها برداشته )
( حبّ دنيا را ز نفس خويش دارد بر كنار * در خور محو علائق بحث دارد اينقرار )
5 من چه ميخواهم فدك را غير آن را بهر خويش * حال آنكه ميبرم هر لحظه راه گور ، پيش
جايگاه فرد خواهد بود آخر قبر و گور * گر جوان خوشتر بينديشد بيفتد از غرور
آن چنان قبرى كه در آن جملهء آثار مرد * محو و پنهان است الّا اعتبار و كار مرد
گور ( آخرين قرارگاه مرد بعد از مرگ )
گور يعنى حفرهاى باريك و جائى تند و تنگ * آدمى را ميفشارد خاك و سنگ و پاره سنگ
رخنههايش بسته مىگردد به سنگ و خاك و گل * بعد از آن كه مرد را كردند بر آن منتقل
با گشادى گر در آن كوشد دو دست گور كن * باز هم تنگ است بر پيچيده پيكر بر كفن
همّت من نيست جز كه رام دارم نفس را * بر رياضت بركشم آرام دارم نفس را
جز ره پرهيزكارى نيست در انديشهام * مىخورد از آبشار بر تريّت ريشهام
هامش
( 1 ) سورهء اسراء آيهء 26وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ . . .