تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
و كتب ديگر بخوانيد .
( پس فدك ، از قريه‌هائى بود مملوك يهود * در قبال فتح خيبر دست ما افتاده بود ) ( داستان غصب آن جنجال دارد در جهان * جمله ميدانند تا كروّبيان آسمان ) ( ظلم بر آن دختر معصومه بنت مصطفى ( ص ) * اى بسا گسترده بوده در جهان بىوفا ) ( او شكايت كرد بسيار از وقوع آن ستم * در كتب ريز و بزرگ آن گذشته از قلم ) ( ما براى اين كه مطلب ، روشن آيد بر انام * شمّه‌اى بر شرح اجمالى نموديم اهتمام ) ( قسمتى از داستانش را بطور مستند * مينمايد شارح بحرانى از نو گوشزد ) ( اهل خيبر در قبال فتح خيبر جملگى * ترك كردندى فدك را بر پيمبر جملگى ) ( بذل كرد آن را به بنت خود رسول خوشنهاد * در سند از سورهء اسراء نموديم استناد ) « 1 » ( پس على ( ع ) بر ظلم بيمانند اشارت داشته * از حسودان سه‌گانه پرده‌ها برداشته ) ( حبّ دنيا را ز نفس خويش دارد بر كنار * در خور محو علائق بحث دارد اينقرار ) 5 من چه ميخواهم فدك را غير آن را بهر خويش * حال آنكه ميبرم هر لحظه راه گور ، پيش جايگاه فرد خواهد بود آخر قبر و گور * گر جوان خوشتر بينديشد بيفتد از غرور آن چنان قبرى كه در آن جملهء آثار مرد * محو و پنهان است الّا اعتبار و كار مرد
گور ( آخرين قرارگاه مرد بعد از مرگ )
گور يعنى حفره‌اى باريك و جائى تند و تنگ * آدمى را ميفشارد خاك و سنگ و پاره سنگ رخنه‌هايش بسته مىگردد به سنگ و خاك و گل * بعد از آن كه مرد را كردند بر آن منتقل با گشادى گر در آن كوشد دو دست گور كن * باز هم تنگ است بر پيچيده پيكر بر كفن همّت من نيست جز كه رام دارم نفس را * بر رياضت بركشم آرام دارم نفس را جز ره پرهيزكارى نيست در انديشه‌ام * مىخورد از آبشار بر تريّت ريشه‌ام
هامش
( 1 ) سورهء اسراء آيهء 26وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ . . .
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 159 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى