مينمايد و درستى ميآموزد .
2 پس بدان هر پيروى را پيشوائى لازم است * ( مسلمين را نيز بيچون ، مقتدائى لازم است )
تا ز نور دانش او روشنى يابند و نور * ( تا شوند از پرتگاه جهل و نادانى ، بدور )
پس بدان كه پيشواى دين و دنياى شما * اكتفاء كرده ز جامه ، بر ازارى « 1 » و رداء
از جهان همچون براى خود نموده اكتفاء * با تمايل بر دو نان خشك و خالى از غذا
( دائمى كه بر چنين رفتار ، دانا نيستند ) * آنچه من بر آن توانايم ، توانا نيستند
ليك در پرهيزكارى و عفاف و اجتهاد * ياريم داريد و امدادم نمائيد از نهاد
( تا شما را هست از افعال مشئوم احتراز * هستم از هر يارى و امداد ديگر بىنياز )
( پس شما با اين روند از من تأسّى مىكنيد * يا بتعبيرى دگر ترك تعصّى مىكند )
( چون بدينسان ، يارى و امداد من بشتافتيد * از اعينونى « 2 » مفاهيم و معانى يافتيد )
قسم بذات خدا ، بدنياى شما چشم ندوخته و از غنائم آن ثروتى نيندوختهام .
3 بر خداوند يگانه مىكنم سوگند ياد * آن خدائى كه بر انگيزد خلائق در معاد
من ز دنياى شما چيزى نكردم ادّخار * از طلا و سيم و دينار از شعار و از دثار
كهنه ثوبى كه بتن دارم ، ندارم در غياب * جامهء ديگر كه پوشم بر تن خويش از ثياب
4 ما كه اموال جهانرا هيچ و پوچ انگاشتم * ليك مالى چون فدك را در تعلّق داشتيم
از تمام آنچه بر آن سايه دارد آسمان * جز فدك ، مالى دگر بر ما نمىآمد گمان
بخل ورزيد بر آن مال ، قومى بدگهر * ( اوّلى بوبكر و بعدا ابن عفّان و عمر )
قوم ديگر بذل كردند اهل حاجت را از آن * پس چه نيكو باد ما را حكم ربّ مستعان
( حكم خواهد كرد ما را روز محشر بامداد * بين ما و بين هر قوم ستمگر ، بامداد )
شرح اجمالى از فدك را ، ذيلا مىخوانيم و شرح تامّ را لطفا از توضيح نهج البلاغه
هامش
( 1 ) ازار جامه سر تا سرى
( 2 ) اعينونى مرا يارى كنيد