وى در اين هنگام ، مقرون مماشات است و بس * چون پشيمان است ، راضى بر مؤاخات است و بس
نرم خوئى در چنين هنگام باشد كار ساز * ( ليك در نااهل و بىايمان ندارد امتياز )
دشمن خود را باحسان و تفضّل نيكدار * اين تفضّل از دو پيروزيست ، احلى ميشمار
اوّلى كيفر رساندن بود يا كه انتقام * دوّمى نيكى نمودن يا گذشت و احترام
فتح و پيروزى ز راه نيكى و احسان خوشست * اين نظر در ديدگاه فرقه نيكان خوشست
اگر قطع دوستى از برادر خواستى جاى عذر و آشتى و بهانهء پيوند باقى بگذار تا شايد روزى برگشتى .
56 گر اراده كردهاى قطع اخوت ، كن چنان * جاى صلح و آشتى باقى بماند بهرتان
هر چه ميخواهى مگو بر دوست وقت اختلاف * آن چنان كن كه بماند جاى عذر و ائتلاف
ظنّ نيكى ، گر ترا دارد فلانى ، نيكدار * چون بنيكى ياد دارد از تو روى اعتبار
اتكّالا گر ترا دارند ياران اعتماد * حقّ فيما بين را ضايع مگردان هر چه باد
گر شوى بر غارت حقّ بردار مشتهى * باشد آخر اين اخوت بر عداوت منتهى
بر نوالت اهل بيت تو ز مردم برترند * ديگران در اين زمينه در سبيل ديگرند
اهلبيتت بر عطاياى تو دارد چشمداشت * در صلاحيّت نمىباشد كه بر خود وا گذاشت
فى المثل آنچه به خانه احتياج و واجب است * بهر مسجد وقف كردن ادّعاء كاذب است
57 آشنائى مىنكن با آن كه دو روى جويدت * بىبهانه راه دورى و جدائى پويدت
آنچنان كن كه ترا پيوند بر قطع رحم * چيره گردد تا كسى بر تو نباشد منتقم
همچنان احسان و بذلت فايق آيد هر زمان * بر بديهايت كه آن باشد كمال جاودان
جور ظالم تا نيايد بر تو سنگينتر چرا ؟ * او همى كوشد بر غم خويش و سودت اى بسا
پس جزاى آنكه مسرورت نمود و شادكام * آن نباشد كه كنى اندوهگين و نابكام
امام عليه السّلام با كمال اهتمام ، نصايح سودمند خود را به فرزند دلبند انتقال