تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
وى در اين هنگام ، مقرون مماشات است و بس * چون پشيمان است ، راضى بر مؤاخات است و بس نرم خوئى در چنين هنگام باشد كار ساز * ( ليك در نااهل و بىايمان ندارد امتياز ) دشمن خود را باحسان و تفضّل نيك‌دار * اين تفضّل از دو پيروزيست ، احلى ميشمار اوّلى كيفر رساندن بود يا كه انتقام * دوّمى نيكى نمودن يا گذشت و احترام فتح و پيروزى ز راه نيكى و احسان خوشست * اين نظر در ديدگاه فرقه نيكان خوشست
اگر قطع دوستى از برادر خواستى جاى عذر و آشتى و بهانهء پيوند باقى بگذار تا شايد روزى برگشتى .
56 گر اراده كرده‌اى قطع اخوت ، كن چنان * جاى صلح و آشتى باقى بماند بهرتان هر چه ميخواهى مگو بر دوست وقت اختلاف * آن چنان كن كه بماند جاى عذر و ائتلاف ظنّ نيكى ، گر ترا دارد فلانى ، نيك‌دار * چون بنيكى ياد دارد از تو روى اعتبار اتكّالا گر ترا دارند ياران اعتماد * حقّ فيما بين را ضايع مگردان هر چه باد گر شوى بر غارت حقّ بردار مشتهى * باشد آخر اين اخوت بر عداوت منتهى بر نوالت اهل بيت تو ز مردم برترند * ديگران در اين زمينه در سبيل ديگرند اهلبيتت بر عطاياى تو دارد چشمداشت * در صلاحيّت نمىباشد كه بر خود وا گذاشت فى المثل آنچه به خانه احتياج و واجب است * بهر مسجد وقف كردن ادّعاء كاذب است 57 آشنائى مىنكن با آن كه دو روى جويدت * بىبهانه راه دورى و جدائى پويدت آنچنان كن كه ترا پيوند بر قطع رحم * چيره گردد تا كسى بر تو نباشد منتقم همچنان احسان و بذلت فايق آيد هر زمان * بر بديهايت كه آن باشد كمال جاودان جور ظالم تا نيايد بر تو سنگين‌تر چرا ؟ * او همى كوشد بر غم خويش و سودت اى بسا پس جزاى آنكه مسرورت نمود و شادكام * آن نباشد كه كنى اندوهگين و نابكام
امام عليه السّلام با كمال اهتمام ، نصايح سودمند خود را به فرزند دلبند انتقال