تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
شرط توفيق است دورى از گزند اهل شر * اجتهادآور كه از آنها نباشى اى پسر بر حذر باش از طعام ناحلال و مشتبه * ( در عزائم پاى بر جاى باش و بيرون از وله ) آن زمانى كه مدارا سخت‌گيرى باشدى * سخت گيرى و درشتى ، سهل گيرى باشدى يعنى آنجا كه نباشد لطف و نرمى كارگر * مىشود خشم و خشونت ، رهگشاى معتبر ( گه صلاح شخص در بيچارگى و شدّت است * گاه در وارستگى و اهتمام و عزّت است ) ( درد رنج‌آور گهى داورى تسكين‌آور است * گاه ، درمان شفاآور تألم گستر است ) ( اى بسا كه بىصلاحيت نصيحت مىكند * وى بسا ناصح بمستنصح خيانت مىكند ) گه دهد خصم تو بر سود و زيانت پندها * ( گه زند يارو قرين بر دست و پايت بندها )
بهترين جوان آن جوان باشد كه تقوى پيشه گيرد و آرزوها را دروغ پندارد .
51 تكيه بر دلبستگىها و مطامع در حيات * حرفهء جهّال باشد ، احمقان بىثبات عقل در باطن همان حفظ التّجارب در رجال * قوم جاهل اين گهر را ، مينمايد پايمال بهترين خيرى كه از سيل تجارب يافتى * آنچه با تدبيرها بر آرزوها تافتى وقت فرصت را غنيمت دار قبل از انقضاء * منقضى گر گشت گيرد غصّه جاى ارتجاء بر مراد خود ندارد چيرگى هر طالبى * از سفر بر مىنگردد بر وطن هر غائبى پس غنيمت دان بسى اوقات قبل از مرگ را * نوبت زرديست در پائيز ، سبزين برگ را 52 از تباهىها ، زوال زاد و توش اخرويست * عاقل آن كه غافل از پايان كار خويش نيست رزق مقسوم هر چه باشد ميرسد اى هوشيار * ( بر حذر باش از حرام و آخرت را حفظ دار ) تاجر اندازد وجود خويشتن را بر خطر * تا متاعى را نمايد جا به جا و مستقر كسب با عفّت بسان حرفه‌ها و پيشه‌ها * اى بسا بهتر كه از افتادن اندر بيشه‌ها خيز و در امر معيشت بر حذر باش از حرام * ميكشد نفس گرامى را بسوى اتّهام