اى بسا دوريكه از خويشان ، به انسان اقرب است * همچنان عكس قضيّه شاهد اين مطلب است
آن كه دور است از وطن هرگز غريبش مىنخوان * پس غريب آنكس كه او را نيست يار مهربان
يا بنّى ، در همهء رستگاريها و هدايتها دست خدا همراه است و اگر توفيق الهى در كار نباشد همگى تباه گردند .
هر كه از حق دور گشت ، افتاد اندر تنگنا * حقّ را درياب جانا ، بر تو باشد رهگشا
هر كه بر ميزان و قدر خود نمايد اقتصار * آن همى باشد برايش جاودان و ماندگار
از سببها آنچه بر آن اعتمادى مرتر است * آن سبب باشد كه تحكيمش مسلّم بر خداست
آن كه بر تو سخت و بىپرواست بر تو دشمن است * ( از چنين خصمى چه فردى مطمئن و ايمن است )
آنزمان كه حرص بر تو جانگداز و هالك است * يأس و نايابى گرامى و بهستى مالك است
اينكه هر زشتى و رخنه مىنگردد آشكار * در صلاحيّت نميباشد برون از استتار
همچنان هر فرصتى بر تو نگردد مغتنم * لحظهها را پس گرامىتر شمار و محترم
اى بسا بينا كه در راه و طريقت در خطاست * واى بسا عاقل كه گهگاهى دچار اشتباست
اى بسا اعمى كه ره يابد بدون رهنما * واى بسا نادان كه يابد رستگارى بر خدا
كارها تنها نگيرد با درايت سازمان * بلكه توفيق خداوند است بر ما سايبان
اى فرزند دلبند بسوى خيرات بشتاب و بديها را بتأخير انداز و از نادان دورى كن كه آنگه بعقلا مىپيوندى .
61 گر بدى را قصد دادى مكث در آن بهتر است * دورى از شرّ و بدى قانون نهى از منكر تست
گر بدى خواهى نمودن صبر در آن واجب است * از تجاهل بر حذر ، چون بر ندامت موجب است
دورى از اهل جهالت در مراد عاقل است * هر كه انكارش نمايد از حقيقت غافل است
هر كه ايمن گشت بر دنيا ، خيانت ديد بس * هر كه آن را قدر داد و ارج ، آفت ديد بس
پس خردمند آنكه باشد بهر دنيا سرد سر * ( دل نبندد ، خوار دارد ، تا نبيند درد سر )