تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
هر كه را تير از كمان جست و نيامد بر هدف * پس در اين ميدان همّت ، هست دستى ذيشرف ما رميت ان رميت بل هو اللّه رمى * پس بسوى او بود برگشت كلّ كارها بازجوئى كن دلا قبل از رفاقت يار را * باز ، قبل از همجوارى خلق و خوى جار را چون تغيّر يافت سلطان پس زمان هم مىكند * ( آنچه سلطان زمان كرده است آن هم مىكند )
ابن ابى الحديد در اينجا مىنويسد . روزى انوشيروان ، عمّال كشور را گرد آورد در حالى كه در دست مرواريدى را ميگردانيد گفت هر كس بگويد چه چيز بمزروعات كشور بيشتر زيان رساند اين مرواريد را به دهان او نهم هر كس نظرى گفت مانند . آمدن ملخ - نبودن باران ، نرسيدن آب كافى - اختلاف هوا و غيره آنگه بوزير اشاره كرد وزير گفت انديشهء سلطان در بارهء رعيّت و تصميم ببدرفتارى و ستم ، انوشيروان گفت آفرين بر اين ذكاوت و هشيارى آنگاه مرواريد را به دهان او نهاد . اى فرزند از سخنان هرزه و مضحكه جدا بپرهيز و با زنان شور و كنكاش ننما .
62 بر حذر باش از كلام سخره‌بار و ياوه‌دار * گر چه آن را از زبان غير دارى ادّخار بر حذر باش همچو از كنكاش و شورى با زنان * عزم ايشان بىثبات و حزم ايشان ناتوان با حجاب ، از ديد مردم چشمشانرا بازدار * سخت گيرى در حجاب از بهر ايشان پايدار گر روند از خانه بيرون نيست چندان ناپسند * از كسانى خانه آرى كه موثّق نيستند گر چه بيرون رفتن آنها بد است و ناگوار * ( ناكسان را ليك در خانه چه جاى اعتبار ) گر كنى كارى كه نشناسند ايشان جز ترا * در صلاح زن چنين عزمى نيفتد ناسزا 63 در امور خويش او را از تملّك بازدار * ( تا نيايد از در خانه صداى انزجار ) چونكه زن ريحانه است همچون گياه مشكبو * نيست همچون قهرمانان ، كاردان و جنگجو ارزش او را بدان تا جايگاه شأن او * نگذار از حدّ تعادل ، نيك پوى و نيك گو تا نبايستى شود بر تو شفيع ديگرى * اين طمع از او بر انداز و نگيرش سر سرى