پيروى از نارواها در مهالك ماندن است * مايهء فسق و هوا خواهى بتندى راندن است
نيست كس را چون خداى خويش ، صاحب نعمتى * آنچنان كن كه نيفتد پيش ، صاحب نعمتى
سهم خود را اى پسر از خوان دنيا ميبرى * اين نصيب خير باشد كه بيغما ميبرى
ليك ، چيزى كه قليل است از خداى كائنات * بهتر و احسن ز افزون عطاى كائنات
روزى و نعمت رسد بر ما ز حول كردگار * گر چه آن را بندگان گيرند اندر اختيار
مواعظ دلنشين امام ( ع ) قلب هر انسان منصف را بهيجان ميآورد .
48 آنچه بر تو نارسيده در خموشى يا سكوت * سهل و آسانتر از آنچه گشته اندر نطق ، فوت
محتواى ظرف ، در ظرف است جانا استوار * گر دهان ظرف ، وا كردى نماند پايدار
( آن زمان كه بند مشك آب باشد استوار * آب خواهد بود ، در محدودهء آن برقرار )
آنچه گفتى ، مالكش ديگر نباشى هوشدار * آب جارى بر نگردد بار ديگر جويبار
حفظ آنچه در دو دست تست نيك و بهتر است * تا كه اندر دست اغيار و كسان ديگر است
49 رنج نوميدى بسى بهتر ز نعمت با سؤال * كار با عفّت بسى افضل ز گنج ناحلال
حافظ اسرار خود ميباش و راز خويشتن * گفتن سرّ درونى آبرو را ريختن
بر دهانت بند زن كم گوى و كم گو بس نكوست * مرد پر گوى و زبانآور ، مجازا هرزه گوست
اى بسا ساعى كه كوشد بر زيان خويشتن * ( وى بسا جائز كه جور خود بجان خويشتن )
گوهر انديشهء درياى دل را جلوه ده * بر خيالات پريشان پشت پا زن دل مده
امام عليه السلام همچنان با قلبى مشحون از اشتياق و سينهاى مملّو از محبّت به دلبند خود پند ميآموزد .
50 با نكوكاران مقارن باش ، اندر زندگى * ( تا بياموزى طريق و راه و رسم بندگى )
با نكوكاران اگر باشى از ايشان ميشوى * ( گر مريد سفلگان باشى پريشان ميشوى )