تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
يا على ( ع ) نصايح و مواعظ دلنواز ترا بايد در لوحهء دل همچون وديعه نفيس نگه داشت .
38 قد خلقت للبقاء و الرّخاء و الحيات * نى كه مخلوق عنائى و فنائى يا ممات در سراى كوچى و اندر طريق ارتحال * در خراب آباد و كنج تنگ دار انتقال راندهء مرگى و هارب را رهائى زان محال * كشته آنى كه طالب را جدائى زان محال لا جرم هر آدمى را ، مرگ دنبال آيدش * خواه و ناخواه شربت آن را چشيدن بايدش 39 بر حذر باشى ز مرگ ناگهانى در گناه * توبه در تأخير باشد از گناه و اشتباه پس جدائى افكند بين تو و انديشه‌ات * در چنين حالت بلرزاند قوام ريشه‌ات 40 يا بنىّ ، مرگ را همواره در انديشه دار * فكر خود را از حلول آن مگردان بر كنار آن چنان كن كه اگر باشد حلولش ناگهان * از سر تقوى ، كمر بر بسته باشى در ميان نى چنان باشى كه هنگام نزولش بىامان * سرنگون باشى سراسيمه بكام قهر آن
امام عليه السلام ، اندرزهاى گهربار را همچون زنّار « 1 » نابريده بهم پيوند ميدهد و به فرزند دلبند هديه ميدهد .
41 ترسيم از اينكه مبادا زرق دهر چند رنگ * تنگ دارد زندگى را بر تو قبل از گور تنگ تا خورى چون جاهلان ، گول جهان چند روز * كاينهمه دلبسته دارد اين عجوز كينه توز حبّ دنيا آفريده بين‌شان دلبستگى * ليك ايزد بر حذر فرموده زين وابستگى وصف كرده خويشتن را اين عروس چند شو * وجههء خود را شناسانده قبيح و زشترو دهر خواهان فى المثل همچون كلاب عاويه « 2 » * جملگى درندّگانى چون سباع ضاريه « 3 » مىزند فرياد ، بعضى سوى بعضى دمبدم * ميكشد جنس قوى جنس دگر را بر عدم كوچكانرا زير پا گيرند صاحب پنجه‌ها * بر ضعيفان ميرسد از پنچه تزان رنجه‌ها
هامش
( 1 ) كمربند ( 2 ) كلاب عاويه سگهاى غوغا كننده ( 3 ) سباع ضاريه درندگان شكارجو
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 112 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى