يا على ( ع ) نصايح و مواعظ دلنواز ترا بايد در لوحهء دل همچون وديعه نفيس نگه داشت .
38 قد خلقت للبقاء و الرّخاء و الحيات * نى كه مخلوق عنائى و فنائى يا ممات
در سراى كوچى و اندر طريق ارتحال * در خراب آباد و كنج تنگ دار انتقال
راندهء مرگى و هارب را رهائى زان محال * كشته آنى كه طالب را جدائى زان محال
لا جرم هر آدمى را ، مرگ دنبال آيدش * خواه و ناخواه شربت آن را چشيدن بايدش
39 بر حذر باشى ز مرگ ناگهانى در گناه * توبه در تأخير باشد از گناه و اشتباه
پس جدائى افكند بين تو و انديشهات * در چنين حالت بلرزاند قوام ريشهات
40 يا بنىّ ، مرگ را همواره در انديشه دار * فكر خود را از حلول آن مگردان بر كنار
آن چنان كن كه اگر باشد حلولش ناگهان * از سر تقوى ، كمر بر بسته باشى در ميان
نى چنان باشى كه هنگام نزولش بىامان * سرنگون باشى سراسيمه بكام قهر آن
امام عليه السلام ، اندرزهاى گهربار را همچون زنّار « 1 » نابريده بهم پيوند ميدهد و به فرزند دلبند هديه ميدهد .
41 ترسيم از اينكه مبادا زرق دهر چند رنگ * تنگ دارد زندگى را بر تو قبل از گور تنگ
تا خورى چون جاهلان ، گول جهان چند روز * كاينهمه دلبسته دارد اين عجوز كينه توز
حبّ دنيا آفريده بينشان دلبستگى * ليك ايزد بر حذر فرموده زين وابستگى
وصف كرده خويشتن را اين عروس چند شو * وجههء خود را شناسانده قبيح و زشترو
دهر خواهان فى المثل همچون كلاب عاويه « 2 » * جملگى درندّگانى چون سباع ضاريه « 3 »
مىزند فرياد ، بعضى سوى بعضى دمبدم * ميكشد جنس قوى جنس دگر را بر عدم
كوچكانرا زير پا گيرند صاحب پنجهها * بر ضعيفان ميرسد از پنچه تزان رنجهها
هامش
( 1 ) كمربند
( 2 ) كلاب عاويه سگهاى غوغا كننده
( 3 ) سباع ضاريه درندگان شكارجو