تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
خوب‌تر بشناختم كيفيت افعالشان * صافى و پاكيزگى و زشتى اعمال‌شان نيك‌شان را از ذمائم سودشانرا از زيان * تا برايت بر گذيدم احسن و نيكوى آن
چكيده‌هائى از محاسن اعمال پيشينيان را بر تو گزيدم . و ترا بر اعمال آنها سزاوار ديدم
14 زبده و ممتاز آنها را برايت خواستم * وجه ناممتاز را يكباره از تو كاستم كارهاى تو مرا بر كوشش آورد اى پسر * آنچنانكه در امور خويش بستم اين نظر امر تو هر جا مرا مجبور بر تصميم كرد * حسن تدبيرم ترا نقش ادب ترسيم كرد مقبل العمرى و روى آور ، بسوى روزگار * صاحب عزم سليم و صاف و نفس پايدار خواستم در به دو اقدامات و در آغاز كار * يادگيرى از پدر ، قرآن به ياد كردگار هم بياموزم ترا دين و شريعت جملگى * از حلال و از حرام و از طريق بندگى جز ره قرآن نگشتم وارد اين مسئلت * تا بترسيدم ز بحرانيّت ما قد خلت
( بدر از دنيا مىرود ولى مواعظ دلنشين و خير انديشى دلپذيرش فرزند را استقبال مىنمايد )
15 ترسم از تلبيس مردم بود ، در انديشه‌ها * ز اختلاف و وسعت اهواء و ضرب تيشه‌ها ز اشتباه و انزاع ناس ، در احكام دين * آنچنان بودند و هم هستند حالا اينچنين اين تذّكر بر تو نيكوتر از اينكه بعد از اين * بر تو ايمن‌تر نباشم در اساس حكم دين ليك در ياد آوريها هم كراهت داشتم * بر تو باغ ايمنى دور از تباهى كاشتم در ره رشد و هدى توفيق ايزد بر تو باد * اين وصيّت از پدر همواره در دل دار ياد
و اعلم يا بنىّ ، تقوى را سر لوحهء اعمال صالحه قرار ده و پارسائى پيشه كن
واژهء تقوى به انسان آشناى دير پاست * در نهادش اين خميره كيمياى پر بهاست