تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ نامه علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
قرآن در شش نوع وقف ، ابتدا ، إماله ، مدّ ، تخفيف ، همزه و ادغام ؛ 4 - الفاظ قرآن در هفت نوع : غريب ، معرّب ، مجاز ، مشترك ، مترادف ، استعاره و تشبيه ؛ 5 - معانى متعلق به احكام در چهارده نوع : عام باقى بر عموم خود ، عام مخصوص ، عامى كه از آن اراده خصوص است ؛ آياتى كه سنت را خاص ساخته است ، آياتى كه با سنت خاص شده است ، مجمل ، مبين ، مؤول ، مفهوم ، مطلق ، مقيّد ، ناسخ ، منسوخ و نوعى خاص از ناسخ و منسوخ و آن احكامى كه در مدتى معين يك نفر از مكلفان به آن عمل كرده است ؛ 6 - معانى متعلق به الفاظ در پنج نوع : فصل ، وصل ، ايجاز ، اطناب و قصر . تعداد انواع در مباحث شش‌گانه فوق ، پنجاه نوع است . آن‌گاه انواعى را كه در تقسيمات فوق نمىگنجد ، جداگانه آورده است : اسم‌ها ، كنيه‌ها ، لقب‌ها و مبهمات . سيوطى ، گفتار بلقينى را ذيل انواع علوم ، مختصر و محتاج توضيح ، تكميل و افزوده‌هاى مهم دانسته است . « 1 » از آن رو همه كتاب مواقع العلوم را در التحبير خود آورده و بر آن افزوده و شمار علوم قرآن را به 102 نوع رسانده است . بلقينى از علماى حديث در مصر بود . پس از وفات پدرش رياست فتوى به او رسيد . بارها منصب قضاوت يافت . در قاهره به آخرت شتافت . كتاب‌هايى در تفسير و فقه و . . تأليف كرد . « 2 » التحبير في علم التفسير « 3 » ، سيوطى عبد الرحمن بن أبى بكر بن محمد جلال الدين ( 911 ق ) . التحبير ظاهرا اولين كتاب و مجموعه علوم قرآن مؤلف است . سيوطى به دنبال ايجاد اين سؤال و تعجب در او كه چرا پيشينيان آن‌گونه كه به علوم و اصطلاحات حديث پرداخته‌اند به علوم قرآن نپرداخته‌اند حال آن‌كه « علوم قرآن و تفسير » در فهم قرآن مانند « مصطلح الحديث » در درك حديث است ؟ در پى آن آمد تا كتابى در علوم قرآن تدوين كند . « 4 » نخست به التيسير استادش كافيجى ( 879 ق ) دست يافت . اما آن كتاب را خلاصه يافت و دلش را خنك نكرد و او را به هدف رهنمون نساخت . تا آن‌كه ديگر استادش علم الدين بلقينى او را به كتاب مواقع العلوم برادرش جلال الدين ( 824 ق ) آشنا كرد . اين كتاب را از يك سو تأليفى لطيف و ظريف ، داراى ترتيب و تقسيم و از سوى ديگر ، مختصر و محتاج به اصلاح و بازبينى و
هامش
( 1 ) . سيوطى ، الإتقان ، 1 / 17 - 19 . ( 2 ) . زركلى ، 3 / 320 . ( 3 ) . زركشى ، 1 / 62 - 63 ؛ سيوطى ، الإتقان ، 1 / 16 - 23 ؛ مهدوى راد ، 151 - 152 . ( 4 ) . سيوطى ، الاتقان ، 1 / 16 .