نيست اما آراء وى را مىتوان در البيان و التبيين ، الحيوان و ديگر كتابهاى تأليف يافته در اعجاز به دست آورد . « 1 »
در اين قرن على بن ربن طبرى ( 247 ق ) كه الدين و الدولة را تأليف كرد ، اعجاز قرآن را در اسلوب زيباى آن مىديد . « 2 »
علاوه بر آثار ياد شده ، كتاب نظم القرآن ابو حنيفه دينورى ( 282 ق ) و شش تأليف در شاخههاى علوم بلاغت قرآن همزمان با صاحب قرآن ، در اين قرن به عمل آمده است كه بيشتر آنها در دست نيست و تنها يكى از آنها چاپ شده است .
در سده چهارم ، نظريه جديدى در اعجاز ارائه نگرديد . در اين سده ، مفسرانى چون طبرى ( 210 ق ) و قمّى حسن بن محمد ( 378 ق ) وارد ميدان اعجاز شدند . نيز ادبا ، كتابهاى مستقلى در بلاغت مرتبط با اعجاز تاليف كردند . نخستين نگارندگانى كه نگاشته خود را « اعجاز قرآن » نام نهادند ، باهلى ( 300 ق ) و واسطى ( 307 ق ) ، در آغاز اين سده درگذشتهاند .
مؤلفان مهم اعجاز ، در اين قرن عبارتند از :
واسطى محمد بن يزيد ( 307 ق ) با تأليف اعجاز القرآن في نظمه و تاليفه كه اكنون در دست نيست و در دسترس دانشمندان پس از خود بوده است و عبد القاهر جرجانى ( 471 ق ) دو شرح بر آن نوشته است . وى اعجاز را در نظم قرآن مىدانسته است . « 3 »
رمّانى على بن عيسى ( 384 ق ) اديب و متكلم ، مسأله اسلوب و نظم را در اعجاز تاكيد كرد . « 4 » به گفته سيوطى اعجاز نزد رمانى به ترك معارضه با وجود انگيزه و نياز شديد و تحدى فراگير ، صرفه ، خبر دادن از امور آينده ، نقض عادت و مقايسه با همه ديگر معجزات بوده است . او نقض عادت را به آوردن قرآن با نظمى خاص و خارج از عادت و معمول و بالاتر و بهتر از همه شيوهها و وزن برتر بهترين سخن ، تفسير مىكرد و مقايسه با ديگر معجزات را به ناتوانى مردم در همانندآورى بهسان معجزات توضيح مىداد . « 5 »
خطّابى حمد بن محمد ( 388 ق ) گفتارهاى مختلف پيش از خود را در قرآن گرد آورد و آنها را هماهنگ ساخت . اين اقدام بر شناخت سرشار او از زيبايى كلام و بلاغت حقيقى ،
هامش
( 1 ) . سيوطى ، الإتقان ، 3 / 6 - 7 ؛ حمصى ، 55 - 57 ؛ خطيب ، 157 - 178 ؛ رافعى ، 146 - 147 .
( 2 ) . حمصى ، 57 .
( 3 ) . حمصى ، 61 - 62 ؛ رافعى ، 152 .
( 4 ) . الاتقان ، 4 / 18 .
( 5 ) . حمصى ، 62 - 64 ؛ رافعى ، همانجا .