تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ نامه علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
آزادانديشانى چون ابن مقفع ، بشار بن برد ، صالح بن عبد قدّوس ، عبد الحميد كاتب و والية بن حباب ظهور كنند . اين افراد به نقد و بررسى قرآن نيز پرداختند . علاوه بر اين افراد ، پيروان اديان ديگر در زمان خلافت مأمون ، فرصت يافتند كه آزادانه در مورد نبوت و قرآن اظهارنظر كنند و خود خليفه ، انديشه مخلوق بودن قرآن كه در عصر او به اوج خود رسيد و اعجاز قرآن به عنوان بخشى از آن مطرح مىشد ، كمك مىكرد . در مقابل اين دو جريان ( آزادانديشان و پيروان اديان ديگر ) اولين جريان مخالفى كه پديد آمد ، فرقه معتزله بود . با ظهور اين فرقه در اواسط قرن دوم ، اولين بحث علمى منظم در اعجاز سامان گرفت . پس از معتزله ، متكلمان ، مفسران و اديبان حامى قرآن - به ترتيب - به دفاع از انديشه اعجاز قرآن برآمدند . همزمان با پيدايش معتزله ، مسأله خلق و قدم قرآن - كه با اعجاز نيز ارتباط مىيافت پديدار شد . مشهورترين افراد معتزلى كه در اين بحث سخن گفتند عبارتند از : نظّام ابراهيم بن سيار ابو اسحاق « 1 » ( 231 ق ) ، عيسى بن صبيح مزدار ( 236 ق ) و جاحظ عمرو بن بحر بن محبوب ابو عثمان « 2 » ( 255 ق ) . از اين افراد تنها جاحظ كتاب ويژه‌اى در اين موضوع ، مرسوم به نظم القرآن تأليف كرد كه با تأسف در دسترس نيست . با ظهور معتزله ، علم كلام ظاهر گشت و كلام از اعجاز قرآن آغاز گشت . در نيمه نخست سده سوم ، على بن ربن طبرى ( 247 ق ) ، در دفاع از اسلام و اثبات نبوت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله كتاب الدين و الدولة را نگاشت . وى در اين تأليف دلايل نبوت نبى اكرم صلّى اللّه عليه و إله را آورد و در باب هفتم از معجزه بودن قرآن سخن راند . دلايل و ساختار كتاب نشان مىدهد كه مباحث او در علم كلام ، بدون سابقه است . ديگر متكلمان مشهورى كه مسأله اعجاز را مورد بحث و بررسى قرار دادند ، محمد بن
هامش
( 1 ) . نظام از پيشوايان معتزله بود . در فلسفه مهارت يافت و به كتاب‌هاى فلسفه ، طبيعى و الهى آگاهى پيدا كرد و داراى آراء خاص خود بود كه فرقه‌اى از معتزله از او پيروى كردند و نظّاميه نام گرفتند . او شاعرى اديب و بليغ بود و گفته‌اند : كتاب‌هايى در فلسفه و اعتزال تأليف كرد ( زركلى ، 1 / 43 ) . ( 2 ) . نظام از پيشوايان معتزله بود . در فلسفه مهارت يافت و به كتاب‌هاى فلسفه ، طبيعى و الهى آگاهى پيدا كرد و داراى آراء خاص خود بود كه فرقه‌اى از معتزله از او پيروى كردند و نظّاميه نام گرفتند . او شاعرى اديب و بليغ بود و گفته‌اند : كتاب‌هايى در فلسفه و اعتزال تأليف كرد ( زركلى ، 1 / 43 ) .