تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ نامه علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
يزيد واسطى ( 306 ق ) ، على بن عيسى رمّانى ( 384 ق ) ، احمد بن محمد خطابى ( 388 ق ) ، ابو بكر محمد باقلانى ( 403 ق ) ، محمد بن يحيى بن سراقه ( 410 ق ) و شريف مرتضى ( 436 ق ) بودند . « 1 » آراء اين افراد در سير تاريخى اشاره مىشود . بايد افزود تا اواسط قرن سوم ، دو كلمه اعجاز و معجزه در معناى اصطلاحى مورد استفاده نبود . به عنوان مثال على بن ربن طبرى ، آن دو كلمه را به كار نبست و به جاى آن واژه « آيه » را كه تا آن زمان به معناى معجزه بود به كار گرفت . تا اين‌كه در اواخر قرن سوم ، محمد بن يزيد واسطى ( 306 ق ) ، اولين كتاب با عنوان اعجاز القرآن را تأليف كرد . پس از او ، كاربرد كلمات آيه ، برهان و سلطان رو به كاهش نهاد و در بحث‌هاى نبوت و اعجاز ، جاى خود را به معجزه داد . « 2 » پس از متكلمان ، مفسران نيز به بحث اعجاز قرآن پرداختند . زيرا آنها در تفسير آيات تحدّى به ناچار از اعجاز سخن به ميان آوردند . ابن جرير طبرى ( 310 ق ) ، حسن بن محمد قمّى ( 378 ق ) ، عبد الجبار اسد آبادى ( 415 ق ) ، راغب اصفهانى ( 502 ق ) ، زمخشرى ( 538 ق ) ، ابن عطيه غرناطى ( 542 ق ) فخر الدين رازى ( 606 ق ) و . . . مشهورترين آنها هستند . اديبان نيز مسأله اعجاز را در علم بلاغت بررسى كردند . علوم بلاغت ، بىترديد از عنايت به بررسى زيباشناسى هنرى و فنى قرآن ، پديد آمد و انديشه اعجاز ، قوىترين عامل پيدايش آن بود . قائلان اعجاز ، از همان آغاز بحث علمى و منظم ، به دو دسته تقسيم شدند . دسته اول كه طرفداران بيشترى داشت - اعجاز قرآن را مربوط به بلاغت و حسن نظم و اسلوب آن مىدانست و دسته ديگر ، براى اعجاز آن به دنبال دلايل ديگر مىگشت . طرفداران دسته اول نمونه‌هايى از شعر و نثر ادبى را گرد آوردند تا قرآن را با آن مقايسه كنند . پيشگام آنها جاحظ ، دو كتاب نظم القرآن و البيان و التبيين را نگاشت . از اين رو وى ، اولين مؤلف در علوم بلاغت به حساب مىآيد . هرچند برخى جرجانى را پيش قدم در بلاغت به حساب آورده‌اند ، فخر رازى ( 606 ق ) ، ابن أبى الإصبع قيروانى ( 654 ق ) و عبد الواحد زملكانى ( 651 ق ) به شيوه جرجانى ، در اعجاز به نگارش پرداختند . « 3 »
هامش
( 1 ) . حمصى ، 38 - 41 . ( 2 ) . همو ، 7 - 8 . ( 3 ) . همو ، 43 - 46 .