با الهام از تقسيم ياد شده ، فهرست تأليفات اعجاز قرآن - در پايان همين علم - به دو بخش تقسيم شد . در يك بخش تأليفات كلى اعجاز ، و در بخش ديگر كتابهاى بلاغى اعجاز ، فهرست گرديد . جاى آن داشت كه به كتابهاى علوم بلاغت عربى كه متاثر از علوم بلاغى قرآن است و بخشهاى عمدهاى از مطالب آن را شكل داده است ، اشاره مىشد . كه اين كار به فرصتى ديگر محول گرديد .
اما قبل از فهرست ، سير انديشهها و ميزان نگاشتههاى اعجاز به ترتيب قرون گزارش مىشود .
در دو قرن اول و دوم هجرى ، آثار مدونى در اعجاز به دست نرسيده است . اين بدين معنى نيست كه بحث اعجاز قرآن وجود نداشته است بلكه - همانطور كه اشاره شد - از آغاز بعثت اين بحث نيز آغاز گرديد و در قرن دوم ، مهمترين مباحث گرديد .
در سده سوم ، كلام در اعجاز قرآن به صورت علمى و منظم آغاز گرديد و آراء اصلى اعجاز توسط آزادانديشان ، معتزله و متكلمان پديدار گشت .
نظّام ابراهيم بن سيّار ( 220 ق ) ، مشهورترين و نخستين فرد معتزلى است كه در اعجاز قائل به « صرفه » شد . بدين معنى كه خداوند ، عرب را با اينكه توان معارضه با قرآن را داشت ، از آن منصرف ساخت و خود اين امر ( صرف عرب از معارضه ) خارق العاده بود . بدين ترتيب خود قرآن معجزه نيست بلكه اين صرف و منصرف ساختن معجزه است . نظريه ديگرى نيز در اعجاز براى او گفتهاند : قرآن به خاطر خبر دادن از امورى در گذشته و آينده ، عرب را عاجز و ناتوان ساخت .
كتاب و تأليفى از نظّام موجود نيست و آراء او از ديگر كتابها در ميان است . وى استاد جاحظ در اعتزال بود . « 1 »
جاحظ عمرو بن بحر ( 255 ق ) كه او نيز معتزلى و از پيشگامان علم بيان است ، كتابى به نام « نظم القرآن » نگاشت . وى اعجاز قرآن را در نظم و اسلوب آن مىيافت . به عقيده او ، عرب با بلاغت خود از معارضه با قرآن همزمان با صاحب رسالت ناتوان آمد . . . و اعجاز قرآن در اوج بلاغت بىسابقه آن است . از طرف ديگر او قائل به صرفه نيز بود . نظم القرآن او در دسترس
هامش
( 1 ) . سيوطى ، الإتقان ، 3 / 7 - 8 ؛ حمصى ، 54 - 55 ؛ رافعى ، 144 - 146 .